افزایش مصرف بنزین در سالهای اخیر همواره یکی از چالشهای اصلی بخش انرژی کشور بوده است، اما در ماههای اخیر این موضوع به دلیل شرایط خاص اقتصادی و آسیب به بخشی از زیرساختهای انرژی، ابعاد جدیتری پیدا کرده است. کاهش بخشی از ظرفیت پالایشی کشور و افزایش فاصله میان تولید و مصرف، مدیریت تقاضا را به یکی از اولویتهای مهم سیاستگذاری تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، صرفهجویی در مصرف بنزین دیگر یک توصیه اخلاقی یا انتخاب فردی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ ثبات اقتصادی و انرژی کشور به شمار میرود.
بر اساس برآوردها، پیش از بروز شرایط اخیر، مصرف روزانه بنزین در کشور به طور متوسط بین ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیون لیتر در نوسان بود و در برخی روزها حتی از مرز ۱۴۰ میلیون لیتر نیز عبور میکرد. این در حالی است که ظرفیت تولید پالایشگاههای کشور در بهترین حالت حدود ۱۱۴ تا ۱۲۴ میلیون لیتر در روز برآورد میشد. به بیان دیگر، حتی در شرایط عادی نیز تراز تولید و مصرف بنزین با چالش مواجه بود و کشور با نوعی کسری پنهان روبهرو بود که از طریق مدیریت ذخایر یا واردات جبران میشد.
اکنون با کاهش بخشی از ظرفیت تولید، این شکاف عمیقتر شده است. ادامه روند فعلی مصرف میتواند دولت را ناچار به واردات گسترده بنزین کند؛ اقدامی که علاوه بر فشار بر منابع ارزی، وابستگی کشور به تأمین خارجی را نیز افزایش میدهد. در شرایطی که کشور برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده صنعتی و انرژی به منابع مالی قابل توجه نیاز دارد، تخصیص ارز برای واردات بنزین میتواند فرصتهای توسعهای را محدود کند.
سیاستهای غیرقیمتی؛ راهکاری برای مدیریت تقاضا
در مواجهه با این چالش، سیاستگذاران دو مسیر اصلی پیش رو دارند: افزایش قیمت سوخت با هدف کاهش تقاضا یا استفاده از ابزارهای مدیریتی و غیرقیمتی برای کنترل مصرف. تجربههای گذشته نشان داده است که افزایش ناگهانی قیمت بنزین، بهویژه در شرایط فشار معیشتی بر خانوارها، میتواند تبعات اقتصادی و اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد. رشد هزینههای حملونقل، افزایش قیمت کالاها و شکلگیری انتظارات تورمی از جمله پیامدهای محتمل چنین تصمیمی است.
از این رو، تمرکز بر سیاستهای غیرقیمتی به عنوان گزینهای منطقیتر مطرح شده است. در این چارچوب، سهمیه پایه ۶۰ لیتری با نرخ یارانهای ۱۵۰۰ تومان که عمدتاً برای مصارف ضروری خانوارها در نظر گرفته شده، بدون تغییر باقی مانده است. در مقابل، سهمیه بنزین نرخ دوم که پیش از این تا سقف ۱۰۰ لیتر قابل استفاده بود، با هدف مدیریت مصرف کاهش یافته است.
کارشناسان معتقدند این رویکرد میتواند بدون ایجاد شوک قیمتی، بخش قابل توجهی از مصرف غیرضروری را مهار کند. بررسی تجربه سالهای گذشته نشان میدهد بخش مهمی از افزایش مصرف، مربوط به استفاده از سهمیههای نرخ دوم و سفرهای غیرضروری بوده است. کاهش این سهمیه، پیام روشنی به جامعه مخابره میکند: در شرایط فعلی، اولویت با تأمین نیازهای ضروری است و مصرف مازاد باید کنترل شود.
علاوه بر این، مدیریت مصرف از طریق ابزارهای هوشمند نظیر پایش الگوی مصرف، تشویق به استفاده از خودروهای کممصرف، توسعه سامانههای حملونقل عمومی و اعمال محدودیتهای هدفمند در برخی بازههای زمانی میتواند به کاهش فشار بر شبکه توزیع سوخت کمک کند. این سیاستها اگر با اطلاعرسانی شفاف و اقناع افکار عمومی همراه باشد، اثربخشی بیشتری خواهد داشت.
صرفهجویی؛ مسئولیتی اقتصادی و ارزی
کنترل مصرف بنزین در شرایط کنونی تنها یک موضوع داخلی نیست، بلکه ابعاد ارزی و راهبردی نیز دارد. هر میزان افزایش فاصله میان تولید و مصرف، به معنای نیاز بیشتر به واردات است؛ وارداتی که مستلزم صرف منابع ارزی قابل توجه خواهد بود. این در حالی است که کشور بیش از هر زمان دیگری به منابع ارزی برای بازسازی و توسعه زیرساختهای کلیدی نیاز دارد.
صنایع نفت و گاز، پروژههای راهبردی همچون فازهای مختلف میدان گازی پارس جنوبی و سایر طرحهای توسعهای، برای حفظ و افزایش ظرفیت تولید انرژی به سرمایهگذاری مستمر نیاز دارند. هدایت منابع ارزی به سمت واردات بنزین، میتواند روند اجرای این پروژهها را کند کرده و در بلندمدت بر امنیت انرژی کشور تأثیر بگذارد.
در این میان، نقش مردم در اصلاح الگوی مصرف بسیار تعیینکننده است. کاهش سفرهای غیرضروری، استفاده از حملونقل عمومی، همپیمایی (Carpooling)، تنظیم مناسب خودرو برای کاهش مصرف سوخت و پرهیز از رانندگی با سرعتهای بالا، اقداماتی ساده اما مؤثر هستند که میتوانند در مقیاس ملی به کاهش چند میلیون لیتری مصرف روزانه منجر شوند.
از سوی دیگر، توسعه و استفاده گستردهتر از سوختهای جایگزین مانند CNG یکی از ظرفیتهای مهم کشور است. ایران از زیرساخت قابل توجهی در حوزه گاز طبیعی برخوردار است و استفاده از این ظرفیت میتواند بخشی از تقاضای بنزین را جایگزین کند. حمایت از تبدیل خودروها به دوگانهسوز، توسعه جایگاههای CNG و ارائه مشوقهای لازم، از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش فشار بر مصرف بنزین کمک کند.
همچنین توجه به نوسازی ناوگان حملونقل عمومی و خودروهای فرسوده اهمیت ویژهای دارد. خودروهای قدیمی به دلیل فناوری پایینتر، مصرف سوخت بالاتری دارند و سهم قابل توجهی در افزایش تقاضای بنزین ایفا میکنند. اجرای برنامههای اسقاط و جایگزینی خودروهای فرسوده، علاوه بر کاهش مصرف سوخت، آثار مثبتی بر کاهش آلودگی هوا نیز خواهد داشت.
در نهایت باید تأکید کرد که عبور از شرایط فعلی نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری هوشمندانه دولت و همراهی مسئولانه مردم است. مدیریت مصرف بنزین نه به معنای محدودیت صرف، بلکه به معنای استفاده بهینه از منابع ملی است. هر لیتر بنزینی که صرفهجویی میشود، در واقع بخشی از منابع کشور را برای سرمایهگذاری در آینده حفظ میکند.
اگر این نگاه در سطح عمومی نهادینه شود که صرفهجویی اقدامی در جهت تقویت توان ملی و حفظ منافع نسلهای آینده است، میتوان امیدوار بود که کشور با کمترین هزینه از این مقطع حساس عبور کند. مدیریت مصرف بنزین امروز یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی ملی برای حفظ ثبات اقتصادی، تقویت امنیت انرژی و صیانت از منابع ارزی کشور است.
مهر