سفر اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به چین در حالی برگزار شد که بسیاری از تحلیلگران بینالمللی تا پیش از انجام آن، این سفر را اقدامی برای جبران شکست راهبردی واشنگتن در جنگ تعرفهای علیه پکن و یافتن راهکار مشترک برای بازگشایی تنگه هرمز برای عبور و مرور کشتی های تجاری و نفتکش ها ارزیابی می کردند اما شواهد نشان میدهد که آمریکا نتوانسته است به اهداف اولیه خود در این سفر دست یابد.
جنگ تعرفهای که هدف اصلی آن مهار رشد اقتصادی چین و کاهش مازاد تجاری این کشور با آمریکا بود، با واکنش هوشمندانه پکن از جمله استفاده از اهرم فلزات کمیاب و همچنین چالشهای حقوقی در دیوان عالی آمریکا مواجه شد. این شکست، عملاً فضای روابط دو کشور را تغییر داده است. به نظر میرسد آمریکا حداقل در میانمدت قادر به استفاده از لحن تهاجمی مستقیم علیه چین نخواهد بود و ناچار است رویکرد خود را تعدیل کند.
از سوی دیگر دو کشور نیز در موضوع تنگه هرمز به نتیجه و راهبرد مشترکی دست نیافتند و حتی موضوع ترغیب چین به کنار گذاشتن خرید نفت ایران نیز به نتیجه دلخواه کاخ سفید منجر نشد.
چین پیروز جنگ تعرفه ای ترامپ
مجید شاکری تحلیلگر اقتصادی، در خصوص سفر ترامپ به چین و ارزیابی نتایج این سفر اظهار داشت: اجماع تحلیلگران غربی بر این است که روابط ترامپ با چین در همه شئون، تحت تأثیر شکست سال گذشته وی در جنگ تعرفهای علیه چین قرار دارد. جنگ تعرفه اگرچه در مرحله اول تقریباً بر همه کشورهای دنیا اعمال شد، اما هدف نهایی آن چین بود، زیرا این کشور بیشترین مازاد تجاری را نسبت به بقیه جهان و به ویژه آمریکا دارد.
وی افزود: واکنش چینیها در قالب استفاده از اهرم فلزات کمیاب از یک سو و زیر سؤال رفتن مبنای حقوقی جنگ تعرفه توسط دیوان عالی آمریکا از سوی دیگر، باعث شد که شکست قابل توجهی برای آمریکا رقم بخورد و به نظر میرسد آمریکاییها حداقل برای یک بازه چهار تا پنج ساله که بتوانند تا حدی مسئله فلزات کمیاب را پاسخ دهند، ناچارند از لحن تهاجمی مستقیم نسبت به چین عقبنشینی کنند. اگرچه فشار را از طرق مختلف حفظ میکنند، اما در ظاهر نمیتوانند فشار مستقیم به طرف چینی مانند دوره اول ترامپ یا دوره بایدن اعمال کنند.
محاصره تنگه هرمز یا اقدام علیه چین؟
این تحلیلگر اقتصادی در خصوص موضوع ایران گفت: چینیها مسئله محاصره را مستقیماً علیه خود قلمداد میکنند و آن را در چارچوب اعمال فشار نیروی دریایی آمریکا علیه نیروی دریایی خود میبینند. به همین خاطر، سناریوهای مختلفی درباره مفهوم محاصره نه فقط در پرونده ایران بلکه در کل منطقه از دریای عمان تا تنگه تایوان مرور و بررسی میکنند.
شاکری اظهار داشت: از زمانی که اعلام شد آمریکاییها یک ناوگان مستقل را در سال ۲۰۱۹ به تدریج برای آغاز فعالیت در اقیانوس هند آماده خواهند کرد، این موضوع برای طرف چینی بسیار پربسامد شده است به طوری که چینیها اساساً موضوع محاصره را اقدامی مستقیم علیه خود قلمداد میکنند، نه فقط علیه ایران.
ناامنسازی خلیجفارس از سوی آمریکا به نفع هیچ طرفی نیست
شاکری در حوزه تامین نفت چین نیز گفت: چینیها با توجه به وخامت شرایط اقلیمی در دنیا، موضوع تسویه برنامه انرژی را جدی گرفتهاند و فارغ از متغیرهای اقتصادی به دلایل امنیتی، تا جای ممکن سعی میکنند ترتیب و ترکیب انرژی خود را به هم نزنند. این موضوع بعد از سقوط ونزوئلا جدیتر و مهمتر از قبل شده است، زیرا آمریکاییها به وضوح از ابزار کنترل ورودی نفت چین به عنوان ابزاری برای معارضه با چین استفاده میکنند.
این تحلیلگر اقتصادی افزود: در محافل کارشناسی تهران، این موضوع فرض گرفته شده بود که طرف چینی با محاصره همراهی نخواهد داشت. اکنون در عمل مشخص شده است که مسئله تنگه هرمز در درجه اول با رفع محاصره آمریکا برطرف میشود. تا زمانی که رفع محاصره صورت نگیرد یا محاصره باقی باشد، بدیهی است که ایران هیچ انگیزهای برای بازگشایی تنگه و کمک به عبور محصول از آن ندارد.
شاکری ادامه داد: آمریکاییها در ابتدا تنگه را کاملاً ناامن کردند و عملاً آن را به یک منطقه جنگی تبدیل نمودند؛ همین مسئله به ایران این ضرورت را القا کرده که مادامی که آمریکاییها محاصره را ادامه میدهند، باید کنترل امنیتی بر تنگه – در مفهوم جدید آن یعنی از جنوب عراق تا غرب امارات – داشته باشد. چینیها این موضوع را میدانند.
وی اظهار داشت: علت تأکید چین بر این که منطقه نباید نظامی باشد، همین است. یعنی آمریکاییها نباید برای عبور شناورهای نظامی خود از تنگه استفاده کنند و نباید مجدداً پایگاههای خود را در جنوب خلیج فارس با ابعاد بینالمللی و رادارهای بلندمدت برپا کنند.
این کارشناس اقتصادی با یادآوری اینکه از پایگاههای آمریکا در منطقه برای ناامنسازی خلیج فارس استفاده می شود، تاکید کرد: نه ایرانیها، نه چینیها، نه روسها و هیچ کشور دیگری با نظامی بودن منطقه همراه نیست.
سفر به چین دستاوری برای آمریکا در موضوع ایران نداشت
این تحلیلگر اقتصادی تأکید کرد: با وجود اینکه آمریکاییها سفر ترامپ را عقب انداختند تا بتوانند نتیجه بهتری در پرونده ایران به چینیها ببرند و یک دیدار رو به جلو برای خود رقم بزنند، تا اینجا در پرونده اصلی یعنی پرونده ایران به دستاوردی نرسیدهاند. به لحاظ راهبردی، این دیدار اصلاً شبیه آن تصویری نیست که شش ماه یا چهار ماه پیش آمریکاییها از آن داشتند و دستاوردی که میخواستند به دست نیاوردهاند.
شاکری درخصوص اقدامات لازم از سوی ایران پاسخ داد: ایران باید به سرعت وارد عمل شود؛ اینکه ایران دارای ذخایر ارزی برای این دوره گذار است، نباید باعث فراموشی مفهوم راهبردی محاصره و معنای آن شود. ما باید با شلیک محاصره را بشکنیم یا توازن نظامی در مقابل ایجاد کنیم که محاصره را بیاثر سازد. این موضوع شماره یک است و هر چیزی بعد از این معنا پیدا میکند.
ایران وارد مذاکرات مستقیم با مصرفکنندگان نفت خلیج فارس شود
این کارشناس اقتصادی اظهار داشت: در درجه بعدی، همچنان تصور میکنم ایران از مسیر ارتباط دو به دو با مصرفکنندگان انرژی خلیج فارس، به مراتب نتایج اقتصادی، سیاسی و امنیتی بهتری نسبت به مذاکره با طرف آمریکایی پیدا میکند زیرا طرف آمریکایی توانایی انجام توافق را ندارد.
شاکری با یادآوری اینکه آمریکا تاکنون با کسی توافق مطلق نکرده است و حتی اساساً به لحاظ فنی توانایی توافق را ندارد افزود: آمریکا صبر لازم را برای رسیدن به توافق دوجانبه ندارند و حتی می توان گفت توانایی راهبردگذاری متناسب با یک توافق پایدار را هم ندارند؛ این موضوع مختص مذاکره و توافق با ایران نیست و درباره انگلیس، اروپا، ژاپن و چین هم همین رویه را داشته اند که نباید فراموش کنیم.
وی در پایان با بیان اینکه پایان یافتن موضوع ایران به راحتی امکان پذیر نیست، اظهار داشت: ایران ابزارهای لازم را برای شکستن محاصره دارد ولی باید این تضمین را دریافت کند که امنیت ایران برای همیشه تامین شود.
ایرنا