مجید سلیمی بروجنی*
سال۱۴۰۴ برای ایرانیان از بابت قطعی اینترنت بیسابقه بود. ایران در سال گذشته سه موج طولانی و متوالی قطعی اینترنت را تجربه کرد؛ اولی به دلیل جنگ ۱۲روزه خردادماه، دومی بهدلیل اعتراضات دیماه و دیگری به دلیل آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان. این وقایع درهمتنیدند و مصیبتی بزرگ برای بنگاههای اقتصادی کوچک و کسبوکارهای آنلاین رقم زدند. آنچه از ۹اسفند۱۴۰۴ تا اردیبهشت۱۴۰۵ بر حال و احوال بیمار اقتصاد دیجیتال ایران گذشت، نه یک اختلال موقت بلکه فاجعهای دردناک بود که ریشههای کسبوکارهای آنلاین و به طور خاص جایگاه وبسایتهای ایرانی در موتورهای جستوجو را سوزاند.
خلاصه اتفاقات چند ماه گذشته روایتی است از پیوند جنگ، اعتراضات، قطعی اینترنت و نابودی کسبوکارهای آنلاین. ماجرای اصلی از اتفاقات دیماه۱۴۰۴ شروع شد. همزمان با اوجگیری ناآرامیها و تشدید اعتراضات، شورای امنیت کشور دستور به خاموشی ۲۰روزه اینترنت داد. اما فاجعه بزرگتر هنوز از راه نرسیده بود. در صبحگاه شنبه نهم اسفندماه و همزمان با آغاز بمباران تهران، دولت بار دیگر کلید خاموشی کل اینترنت بینالملل را زد. توجیه حاکمیت و دولت، جلوگیری از نفوذ دشمن به سیستمهای بانکی و حفاظتی و… بود اما آنچه در عمل اتفاق افتاد فراتر از اتفاقات نظامی و جنگی بود: بیش از ۷۰روز قطعی متوالی اینترنت که طبق گزارش نتبلاکس ایران رکورددار طولانیترین قطعی سراسری اینترنت در جهان شد. در پشت پرده این وقایع، اقتصاد دیجیتال ایران به یکباره از هم پاشید و کسبوکارهای اینترنتی که با هزاران امید و آرزو رشد کرده بودند، یک شبه همه چیز جلوی چشمشان خاموش شد.
امروز باید بپذیریم که اینترنت و کسب درآمد چنان درهمتنیده شدهاند که جدا کردنشان غیرممکن است. از پیک موتوری و سفارش غذا و تعمیرکار لوازمخانگی و ماشین، همه و همه کسبوکارشان برپایه اپلیکیشن و فضای اینترنت شکل گرفته است. حتی آن گروه از مشاغل سنتی که فکر میکنم نیازی به اینترنت ندارند، عملا از طریق شبکههای اجتماعی با مشتریان یا مشتریان خود در ارتباطند. فروشگاههای اینترنتی که تصور میرفت اقتصاد آینده ایران را رشد و توسعه بدهند، یکی پس از دیگری رو به تعطیلی رفتند. یکی دیگر از بخشهای تلخ ماجرا، از دست رفتن بازارهای بینالمللی است. بسیاری از کسبوکارهای ایرانی که از طریق وبسایتهای خود به کشورهای همسایه مانند ترکیه، عراق و… خدمات دیجیتال صادر میکردند، عملا از نقشههای آنلاین محو شدند.
کسبوکارها نه تنها درآمد بلکه موقعیت خود را در بازارهای بینالمللی اینترنتی از دست میدهند. اینها خسارتهایی است که به راحتی جبران نمیشود حتی اگر پول زیادی هم خرج کنند.
شاید بتوان پذیرفت که بهخاطر جنگ، محدودیتهایی برای اینترنت به وجود آید اما اینکه آن را وارد منطقه ممنوعه کنیم، عملا یعنی حقوق انسانی که همه جهانیان از آن استفاده میکنند را از هموطنانمان دریغ کردهایم. اگر مدیریت جامعه تنها با برداشتن حقی امکانپذیر میشود که در همه جای دنیا از آن بهره میبرند، آن مدیریت نقص دارد، نه حقوقی که همگان دارند، به جز شهروندان ایرانی. بعید است که دولتمردان بخواهند با کرهشمالی مقایسه شویم؛ سرزمینی که باقی ماندن حزب کمونیست تنها به مدد قطعی اینترنت و دیوار کشیدن به دور کشور امکانپذیر بوده است.
مسدود کردن دسترسی ایرانیان به اینترنت جهانی، نهتنها زیانهای اقتصادی نجومی برای اقتصاد ملی دارد بلکه فراتر از آن اقدامی به شدت مغایر با حفظ انسجام ملی و متلاشیکننده سرمایه اجتماعی و نهایتا در تضاد آشکار با امنیت ملی است. متاسفانه حاکمیت در این حوزه هیچ اعتنایی به نظرهای کارشناسان نکرد و همچنان اصرار بر ادامه مسیر فعلی دارد. برخی کارشناسان معتقدند خسارت روزانه قطعی اینترنت بهصورت مستقیم و غیرمستقیم حداقل ۸۰ میلیون دلار است. نادیده گرفتن این زیانهای سنگین اقتصادی در حالی صورت میگیرد که بیکاری بهدلیل وقوع جنگ اخیر و آسیب دیدن برخی واحدهای تولیدی بزرگ و زیرساختها به شدت بالا رفته و در کنار آن افزایش بیسابقه سطح عمومی قیمتها عامه مردم را در تامین معاش روزانه خود در مضیقه قرار داده است.
واضح است که در چنین شرایطی مسدود کردن اینترنت جهانی برای آن ۱۰ میلیون ایرانی که موقعیت شغلیشان با این وضعیت متزلزل شده و برای خانوادههای این شاغلان موجب خشم و عصبانیت خواهد بود به بیان دیگر در وضعیت حساس و خطیری که نظام سیاسی حاکم بیشترین نیاز را به پشتیبانی مردم دارد، سیاستی در پیش گرفته میشود که خشم و نارضایتی کثیری از آنها را علیه حکومت برمیانگیزد. از گفتههای دولتمردان و وزرای دولت اینچنین برداشت میشود که تصمیم به قطعی اینترنت فراتر از اختیارات دولت بوده است.
اگر مسدودکنندگان اینترنت جهانی، دلایل منطقی برای سیاستهای خود دارند، چرا بهصورت شفاف و علنی به مردم نمیگویند؟ چرا با مردم که صاحب حق و این سرزمین هستند و همیشه پای وطنشان ایستادهاند بهگونهای رفتار میشود که انگار نامحرمند؟ قطع اینترنت و طبقاتی کردن آن، چیزی بهجز تضییع حقوق اولیه مردمان مظلوم ایران برای دسترسی آزاد به اطلاعات نیست. امیدواریم که حاکمیت هرچه زودتر گره این کار را بگشاید و کسبوکارهای تعطیلشده و جوانان بیکارشده را نجات دهد.
* تحلیلگر اقتصادی
جهان صنعت