در شرایطی که صنعت فولاد ایران هم زمان با فشار تحریم ها، نوسانات ارزی و ناترازی انرژی دست و پنجه نرم می کند، فولاد خوزستان با عبور از بومی سازی شعاری و حرکت به سوی یک راهبرد عملی، توانسته این مسیر را از واکنشی کوتاه مدت به ابزاری برای افزایش تاب آوری تولید و تقویت اقتدار صنعتی کشور تبدیل کند.
به گزارش اکوبان- در سال هایی که صنعت فولاد ایران با هم زمانی چند بحران ساختاری مواجه شده است از تحریم های خارجی و نوسانات شدید ارزی گرفته تا نا ترازی مزمن انرژی و فرسودگی تجهیزات مفهوم بومی سازی از یک شعار تکرارشونده به یک راهبرد حیاتی برای بقا و تداوم تولید بدل شده است. در این میان، عملکرد فولاد خوزستان نشان می دهد که بومی سازی، اگر به صورت هدفمند، مستمر و مبتنی بر عمل دنبال شود، می تواند نهتنها یک ابزار دفاعی در برابر فشارها، بلکه سکویی برای ارتقای توان صنعتی کشور باشد.
برخلاف برخی رویکردهای مقطعی که بومی سازی را تنها جایگزینی اضطراری واردات در دوره تحریم می دانند، تجربه فولاد خوزستان حاکی از نگاهی عمیق تر و ساختاری تر به این مقوله است. آمار بومی سازی حدود ۱۷ هزار و ۹۰۰ قطعه و تجهیز طی هفت سال گذشته، نشان دهنده عبور این شرکت از سطح پروژه های پراکنده به یک برنامه منسجم و راهبردی است، برنامه ای که هم زمان بر کاهش وابستگی خارجی، انتقال دانش فنی و تقویت توان مهندسی داخلی متمرکز بوده است.
یکی از مهم ترین وجوه تمایز عملکرد فولاد خوزستان، پیوند بومی سازی با منطق اقتصادی است. صرفه جویی متوسط سالانه ۲۱ میلیون یورو در چهار سال گذشته و ثبت حدود ۹ میلیون یورو صرفه جویی ارزی در سال ۱۴۰۴، به روشنی نشان می دهد که بومی سازی در این شرکت نه تنها هزینه زا نبوده، بلکه به یک ابزار مؤثر برای مدیریت منابع ارزی و کاهش ریسک های مالی تبدیل شده است. این موضوع به ویژه در شرایطی اهمیت دو چندان می یابد که محدودیت های ارزی و دشواری نقل و انتقال مالی، بسیاری از صنایع را با چالش تأمین قطعات و تجهیزات مواجه کرده است.
با این حال، اهمیت تجربه فولاد خوزستان تنها در ارقام صرفه جویی خلاصه نمی شود. پیامدهای کیفی بومی سازی از کاهش زمان خواب تجهیزات و افزایش انعطاف پذیری در تعمیرات گرفته تا ارتقای کیفیت قطعات نشان می دهد که این رویکرد به تدریج به بلوغ فناورانه منجر شده است. در برخی موارد، بهینه سازی قطعات پس از بهره برداری عملیاتی و افزایش عمر کاری آن ها نسبت به نمونه های خارجی، این گزاره را تقویت می کند که بومی سازی، اگر مبتنی بر چرخه یادگیری و اصلاح باشد، می تواند حتی به ارتقای استانداردهای فنی بینجامد.
نکته مهم دیگر، نقش فولاد خوزستان در تقویت زیست بوم دانش بنیان است. بومی سازی در مقیاس صنعتی، بدون اتکا به شبکه ای از شرکت های دانش بنیان و سازندگان داخلی امکان پذیر نیست. آنچه تجربه فولاد خوزستان را متمایز می کند، ورود واقعی به این میدان است، نه در قالب شعارهای حمایتی، بلکه از مسیر سفارش واقعی، تقسیم ریسک و پذیرش دوره یادگیری. این رویکرد، برخلاف رویه های مرسوم که بار ریسک را یک سویه بر دوش سازندگان داخلی می اندازد، به شکل گیری اعتماد متقابل میان صنعت بزرگ و شرکت های فناور انجامیده است.
در شرایطی که بسیاری از صنایع بزرگ کشور به دلیل ناترازی انرژی، ناچار به کاهش تولید یا توقف های مقطعی شده اند، بومی سازی در فولاد خوزستان به عنوان ابزاری برای افزایش تاب آوری تولید عمل کرده است. دسترسی سریع تر به قطعات، کاهش وابستگی به زنجیره های تأمین خارجی و امکان تعمیر و نگهداری در داخل، همگی عواملی هستند که ریسک توقف تولید را کاهش داده اند. این مزیت، در صنعتی مانند فولاد که توقف های ناگهانی می تواند هزینه های سنگینی به همراه داشته باشد، از اهمیت راهبردی برخوردار است.
البته نباید از چالش های پیش روی این مسیر غافل شد. محدودیت های برق، دشواری تأمین مالی، نوسانات نرخ ارز و فشارهای هزینه ای، همچنان موانعی جدی برای تداوم بومی سازی به شمار می روند. اما آنچه تجربه فولاد خوزستان را برجسته می کند، تداوم مسیر در شرایط بحران است. این شرکت نشان داده است که بومی سازی زمانی معنا پیدا می کند که در سخت ترین شرایط نیز به عنوان یک اولویت راهبردی حفظ شود، نه آنکه با نخستین فشار اقتصادی کنار گذاشته شود.
در سطح کلان، تجربه فولاد خوزستان فراتر از یک موفقیت بنگاهی قابل تحلیل است. در جهانی که امنیت صنعتی به یکی از مؤلفه های اصلی امنیت ملی تبدیل شده، توان طراحی، ساخت و نگهداری تجهیزات در داخل مرزها، مزیتی راهبردی محسوب می شود. در این چارچوب، بومی سازی دیگر تنها پاسخ به تحریم نیست، بلکه بخشی از معماری قدرت اقتصادی کشور به شمار می رود. فولاد خوزستان با دستاوردهای ثبت شده خود، می تواند الگویی عملی برای سایر صنایع مادر باشد، الگویی که نشان می دهد پیوند میان صنعت بزرگ و شرکت های دانش بنیان، نه تنها ممکن، بلکه اقتصادی و پایدار است.
در نهایت، اگر سیاست گذار بتواند از این تجربه درس بگیرد و با ایجاد مشوق های هوشمند، ثبات مقررات و حمایت هدفمند، مسیر بومی سازی را در سایر صنایع تسهیل کند، این رویکرد می تواند از یک اقدام تدافعی به یک راهبرد توسعه ای فراگیر بدل شود. فولاد خوزستان امروز در خط مقدم این تحول ایستاده است، مسیری که تداوم آن می تواند آینده صنعت فولاد و حتی فراتر از آن، آینده توسعه صنعتی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.