فردین آقابزرگی*
تامین مالی از بازار سرمایه زمانی میتواند بهیک مسیر پایدار برای صنعت و تولید تبدیل شود که اعتماد عمومی بهاین بازار تقویت شده باشد. صرف افزایش ابزارهای تامین مالی یا توسعه روشهایی مانند انتشار اوراق، کرادفاندینگ و افزایش سرمایه بدون وجود اعتماد کافی در میان سرمایهگذاران، نمیتواند ظرفیتهای بازار سرمایه را بهشکل کامل فعال کند. از این منظر اعتمادسازی را باید یکی از پیشنیازهای ایفای نقش بازار سرمایه در تامین مالی دانست.
نهاد ناظر و ارکان بازار سرمایه در کنار وظیفه تجهیز منابع باید زمینهای را فراهم کنند که سرمایهگذار نسبتبه نحوه عملکرد بازار اطمینان داشته باشد. سرمایهگذار باید احساس کند منافع او در چارچوب وظایف و مقررات بازار سرمایه بهشکل یکسان مورد توجه قرار میگیرد. در چنین شرایطی نهادهای مالی نیز میتوانند نقش فعالتری در تجهیز منابع برای شرکتها ایفا کنند.
در این میان نقش نهادهای مالی نیز صرفا نباید بهانتشار اوراق محدود شود. ظرفیت مهندسی مالی میتواند برای اصلاح ساختار مالی شرکتها مورد استفاده قرار گیرد. یکی از نمونههای این موضوع، بهروزرسانی ارزش داراییهای شرکتها و استفاده از تجدید ارزیابی داراییها در افزایش سرمایه است. در بسیاری از شرکتها، ارزش دفتری داراییها برمبنای ارقام ثبتشده در سالهای گذشته است و با ارزش روز داراییها فاصله دارد. بهروزرسانی این ارزشها میتواند تصویر واقعیتر و بهروزتری از ساختار دارایی شرکت ارائه کند و درعینحال بهتوسعه اندازه بازار سرمایه نیز کمک کند.
با این حال تحقق ظرفیتهای بازار اولیه بدون توجه بهوضعیت بازار ثانویه دشوار است. هرچند بازار ثانویه مستقیما محل تامین مالی شرکتها نیست اما جذابیت و نقدشوندگی آن در شکلگیری انگیزه سرمایهگذار برای ورود بهبازار اولیه اهمیت دارد. بههمیندلیل توسعه تامین مالی را نمیتوان جدا از شرایط کلی بازار سهام دنبال کرد.
در این میان تصمیمات دولت و مداخلات سیاستگذار نیز میتواند بر سطح اعتماد عمومی اثر بگذارد. سبز بودن شاخصها بهتنهایی بهمعنای اعتمادسازی نیست. اعتماد زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار بداند قواعد بازار تا چه اندازه قابل اتکا هستند و نهاد ناظر در چارچوب وظایف خود از منافع سرمایهگذاران بهشکل یکسان حمایت میکند. تقویت همین اعتماد میتواند بخشی از موانع پیش روی نهادهای مالی برای تجهیز منابع و تامین مالی صنعت و تولید را کاهش دهد.
* کارشناس بازار سرمایه