به گزارش پایگاه خبری اکوبان، حوادث و حملات اخیر که بخشی از زیرساختهای صنعتی کشور را تحت تأثیر قرار داد، بار دیگر یک واقعیت مهم را آشکار کرد: امنیت صنعتی تنها به حفاظت فیزیکی از کارخانهها محدود نمیشود، بلکه به میزان تنوع، پراکندگی و تابآوری زنجیره تولید نیز وابسته است. در این میان، بازار ورق فولادی ایران بهعنوان یکی از حیاتیترین حلقههای زنجیره صنعت، نمونهای قابل تأمل از آسیبهای ناشی از تمرکز و انحصار به شمار میرود.
طی دو دهه گذشته، تولید انواع ورقهای فولادی بهویژه ورق گرم و سرد در ایران به شکل محسوسی حول فولاد مبارکه متمرکز شده است. اگرچه این شرکت نقش غیرقابلانکاری در توسعه صنعت فولاد کشور داشته و سرمایهگذاریهای گستردهای در حوزه تولید ورق انجام داده است، اما واقعیت آن است که شکلگیری یک بازیگر مسلط در بازاری راهبردی، به مرور زمان زمینه ایجاد وابستگی ساختاری را فراهم کرد؛ وابستگیای که در شرایط عادی شاید چندان به چشم نمیآمد، اما در زمان بحران خود را به وضوح نشان داد.
صنایع پاییندستی در شوک تأمین مواد اولیه
پس از اختلالاتی که در تأمین ورق فولادی به وجود آمد، صنایع پاییندستی از خودروسازی گرفته تا تولیدکنندگان لوازم خانگی، صنایع نفت و گاز، تولیدکنندگان پروفیل و دهها صنعت دیگر با نگرانی نسبت به تأمین مواد اولیه مواجه شدند. در چنین شرایطی، راهکاری که بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت، واردات ورق فولادی بود؛ راهکاری که خود به نوعی اعتراف به شکنندگی ساختار فعلی تأمین این محصول در کشور محسوب میشود.
پرسش مهم اینجاست که چرا کشوری با ظرفیت تولید سالانه دهها میلیون تن فولاد، در تأمین یکی از مهمترین محصولات زنجیره خود ناچار به واردات میشود؟ پاسخ را باید در تمرکز بیش از حد تولید و فقدان توسعه متوازن ظرفیتهای تولید ورق جستوجو کرد. در حالی که طی سالهای گذشته ظرفیت تولید شمش فولادی در نقاط مختلف کشور توسعه یافت، سرمایهگذاری در بخش نورد و تولید ورق به اندازه کافی متنوع نشد. نتیجه آن شد که بخش مهمی از صنایع کشور در عمل به یک تأمینکننده اصلی وابسته ماندند.
سناریوی خطرناک: انتقال انحصار از تولید به واردات
اما آنچه نگرانیها را افزایش میدهد، تنها موضوع واردات نیست؛ بلکه نحوه مدیریت واردات است. گزارشها و گمانهزنیهای مطرحشده در صنعت فولاد حاکی از آن است که ممکن است نقش محوری در واردات ورق نیز به همان بازیگر غالب بازار واگذار شود. اگر چنین سناریویی محقق شود، کشور با پدیدهای مواجه خواهد شد که میتوان آن را «انتقال انحصار از تولید به واردات» نامید.
در چنین وضعیتی، به جای آنکه واردات به ابزاری برای افزایش رقابت، تنظیم بازار و جبران کمبودها تبدیل شود، ممکن است به سازوکاری برای تثبیت موقعیت بازیگر مسلط بازار بدل شود. در واقع، انحصاری که پیش از این در بخش تولید وجود داشت، این بار در کانال تأمین خارجی و واردات بازتولید خواهد شد.
تجربه جهانی نشان میدهد که تابآوری زنجیرههای صنعتی از طریق تنوعبخشی به منابع تأمین شکل میگیرد. در بسیاری از کشورها، محصولات راهبردی نه تنها توسط چندین تولیدکننده داخلی عرضه میشوند، بلکه واردات آنها نیز از طریق شبکهای متنوع از شرکتها و فعالان بازار انجام میشود تا ریسک اختلال به حداقل برسد. تمرکز بیش از حد، حتی اگر در کوتاهمدت به افزایش بهرهوری منجر شود، در بلندمدت میتواند امنیت صنعتی را تضعیف کند.
نکته قابل توجه آن است که بحث اصلی در اینجا نقد یک شرکت خاص نیست. فولاد مبارکه بدون تردید یکی از مهمترین بنگاههای صنعتی کشور است و سهم بزرگی در توسعه صنعت فولاد ایران داشته است. مسئله اصلی، ساختار سیاستگذاری است که طی سالها اجازه داده بخش بزرگی از بازار یک محصول استراتژیک به یک مرکز ثقل واحد وابسته شود. هرگونه اختلال در این نقطه، کل زنجیره را با بحران مواجه میکند.
بحران امروز، فرصت بازنگری فردا
از این منظر، بحران اخیر میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاستهای صنعتی کشور باشد. توسعه ظرفیت تولید ورق در سایر شرکتهای فولادی، تسهیل سرمایهگذاری در واحدهای نورد، حمایت از تولیدکنندگان جدید و ایجاد فضای رقابتی در بازار، از جمله اقداماتی است که میتواند وابستگی فعلی را کاهش دهد.
همچنین در حوزه واردات، ضروری است که سیاستگذار به جای تمرکز اختیارات در دست یک بازیگر، امکان حضور طیف گستردهای از شرکتهای تخصصی و مصرفکنندگان بزرگ را فراهم کند. واردات زمانی میتواند نقش تنظیمکننده بازار را ایفا کند که از انحصار فاصله داشته باشد و در چارچوب رقابت انجام شود.
رقابت یا انحصار؛ مسیر پیش روی فولاد ایران
واقعیت این است که بحرانهای اخیر نشان دادند امنیت صنعتی کشور تنها با افزایش ظرفیت تولید تضمین نمیشود. آنچه اهمیت دارد، توزیع متوازن ظرفیتها، تنوع بازیگران و جلوگیری از شکلگیری گلوگاههای راهبردی است. اگر قرار باشد انحصار تولید ورق امروز با انحصار واردات جایگزین شود، در عمل تنها شکل مسئله تغییر کرده است، نه خود مسئله. صنعت فولاد ایران برای عبور از این چرخه، بیش از هر زمان دیگری به رقابت، تنوع و کاهش وابستگی به مراکز محدود تولید و تأمین نیاز دارد.