آلبرت بغزیان، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در واکنش به گزارشی از روزنامه واشنگتنپست مبنی بر اینکه جنگ ایران، رویای کشورهای خلیج فارس برای ساختن اقتصاد بدون نفت را با مخاطره مواجه کرده است، اظهار کرد: این گزاره بیش از هر چیز نشاندهنده شکنندگی مدل اقتصادی این کشورها و وابستگی عمیق آن به مؤلفه امنیت است.
وی با بیان اینکه برخی کشورهای منطقه بهویژه امارات در سالهای گذشته توانسته بودند خود را به عنوان محیطی امن برای سرمایهگذاری معرفی کنند، افزود: این کشورها در دورهای از غفلت تحمیلی علیه ایران و محدود شدن همکاری سرمایهگذاران خارجی با تهران، توانستند خود را به عنوان مقصدی جذاب برای سرمایه و تجارت جا بیندازند و از این فضا بهرهبرداری کنند.
بغزیان ادامه داد: تبلیغات گسترده برای جذب بانکها، سرمایهگذاران خارجی و حتی سرمایههای ایرانی، خرید املاک، اعطای اقامت و نمایش چهرهای مدرن و پرزرقوبرق از این کشورها، همگی بر این مبنا استوار بود که آنان خود را مصون از بحران و تنش معرفی میکردند؛ حال آنکه تحولات اخیر نشان داد این تصویر، از استحکام لازم برخوردار نبوده است.
این اقتصاددان تصریح کرد: وقتی رسانهای مانند واشنگتنپست به چنین مسئلهای میپردازد، به این معناست که موضوع از سطح یک نگرانی مقطعی فراتر رفته و به یک دغدغه جدی در سطح منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است؛ زیرا در هر شرایط تنشآلود، نخستین گروهی که واکنش نشان میدهد و از صحنه خارج میشود، سرمایهگذاران هستند.
وی درباره تأثیر ناامنیهای منطقهای بر روند جدید جذب سرمایه خارجی در کشورهای عربی منطقه گفت: این کشورها طی سالهای اخیر تلاش کردند با سرمایهگذاری در حوزههایی نظیر گردشگری، فناوری و تجارت، اقتصاد خود را متنوع کنند، اما تجربه نشان داده است که این بخشها بیش از هر چیز به امنیت روانی و ثبات محیطی وابستهاند.
بغزیان افزود: هرچند ممکن است برخی دولتهای منطقه تصور کنند این شرایط گذراست و همانند دورههای قبلی میتوانند بار دیگر از رکود خارج شوند، اما واقعیت این است که بازگشت به شرایط پیشین، نیازمند برنامهریزی عمیق، زمان و بازسازی اعتماد از دسترفته سرمایهگذاران و گردشگران خواهد بود.
وی با اشاره به آثار مستقیم تنش بر صنعت گردشگری منطقه اظهار کرد: لغو پروازها، کاهش ورود گردشگر و توقف یا تعلیق برخی فعالیتهای اقتصادی در این بخش، نشانهای روشن از آسیبپذیری الگوی درآمدزایی کشورهایی است که بخش مهمی از آینده اقتصادی خود را بر گردشگری و خدمات بنا کردهاند.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران همچنین خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری تصمیمگیری خواهند کرد و بیاعتمادی ایجادشده در محاسبات اقتصادی آنان اثر خواهد گذاشت؛ از این رو، باید انتظار داشت شاخصهای مرتبط با گردشگری و سرمایهگذاری در برخی کشورهای منطقه با افت مواجه شود.
وی در ادامه با تأکید بر اهمیت ژئوپلیتیکی ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی بیان کرد: تحولات اخیر بار دیگر نشان داد که موقعیت ایران و بهویژه جایگاه تنگه هرمز، یک مؤلفه تعیینکننده در نظم اقتصادی و امنیتی منطقه است و این ظرفیت، قابل جایگزینی آسان نیست.
بغزیان گفت: شاید در گذشته، اهمیت این موقعیت بهدرستی درک نشده بود، اما اکنون آشکار شده است که حتی صرف بروز نشانههایی از تنش در این منطقه، میتواند بر محاسبات بازیگران جهانی اثر بگذارد و آنان را به سمت بازنگری در نحوه تعامل با ایران سوق دهد.
وی افزود: خطوط لوله و مسیرهای جایگزین، توان جبران کامل نقش تنگه هرمز را ندارند و این مسئله نهتنها در حوزه انرژی، بلکه در تجارت جهانی نیز اهمیت بالایی دارد؛ از این رو، قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای ناگزیر خواهند بود ایران را در تصمیمسازیها و معادلات آینده خاورمیانه با وزن بیشتری لحاظ کنند.
این اقتصاددان درباره آینده پروژههای بلندپروازانهای نظیر «چشمانداز 2030» عربستان نیز گفت: تداوم تنشهای منطقهای میتواند چنین طرحهایی را با چالشهای جدی مواجه کند، زیرا اساس این پروژهها بر نمایش یک محیط امن، باثبات و جذاب برای سرمایهگذاران، گردشگران و ساکنان خارجی بنا شده است.
وی ادامه داد: برگزاری رویدادهای بزرگ بینالمللی، مسابقات ورزشی و پروژههای عظیم شهری، همگی با هدف القای این تصویر صورت گرفته که این کشورها از حاشیه امنی در برابر بحرانهای سیاسی و امنیتی برخوردارند؛ اما تحولات اخیر این فرض را زیر سؤال برده است.
بغزیان تصریح کرد: اگر منافع و ملاحظات ایران در ترتیبات منطقهای مورد توجه قرار نگیرد، طبیعی است که تداوم بیثباتی، مانع از تحقق کامل این بلندپروازیها شود و دیگر نمیتوان همان تصویر پیشین از امنترین و مطمئنترین مقصد سرمایهگذاری را بهسادگی بازسازی کرد.
وی همچنین درباره این دیدگاه که رسانههای غربی از نگرانی اقتصادی کشورهای عربی برای اعمال فشار سیاسی بر ایران استفاده میکنند، اظهار کرد: این تحلیل تا حد زیادی قابل قبول است، زیرا پایههای اقتصادی این کشورها با وجود برخورداری از ثروت نفتی، همچنان شکننده است و توسعه آنها به عوامل بیرونی و حمایتهای سیاسی و امنیتی وابستگی بالایی دارد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران افزود: هرچند این کشورها در سالهای اخیر با خرید داراییها، سهام و باشگاههای ورزشی در اروپا و غرب تلاش کردهاند دامنه نفوذ اقتصادی خود را گسترش دهند، اما فقدان بنیانهای عمیق توسعه، نیروی انسانی متخصص بومی و اتکای مفرط به درآمدهای نفتی، همچنان از نقاط ضعف ساختاری آنها به شمار میرود.
وی خاطرنشان کرد: در نتیجه، نگرانی این کشورها از بیثباتی اقتصادی میتواند به اهرمی برای فشار سیاسی علیه ایران تبدیل شود و حتی از مسیر متحدان غربی و اروپایی پیگیری شود؛ با این حال، جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که در قبال امنیت ملی، وحدت کشور و منافع راهبردی خود با هیچ طرفی تعارف ندارد.
بغزیان در پایان تأکید کرد: آنچه در تحولات اخیر آشکار شد، این است که معادلات منطقه بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل تنظیم نیست و هرگونه نظم پایدار در خاورمیانه، ناگزیر از پذیرش جایگاه واقعی جمهوری اسلامی ایران در عرصه امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خواهد بود.