دوشنبه 18 خرداد 1405
«اکوبان» گزارش می دهد:

تقدیر سیاسی، پرسش اقتصادی،چادرملو و مسئله نظارت در سایه تحریم/ نعمت یا انحصار؟ روایت پنهان از قدرت چادرملو

بازدید اخیر جمعی از نمایندگان مجلس از غرفه شرکت معدنی و صنعتی چادرملو در نمایشگاه متافو تبریز و توصیف این شرکت به ‌عنوان «نعمت بزرگ برای کشور در شرایط تحریم»، بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرد: مرز میان نظارت و تبلیغ تا کجاست؟ آیا وظیفه نماینده مردم تقدیر از بنگاه‌ های قدرتمند است یا بررسی شفاف عملکرد آن‌ها در استفاده از منابع ملی؟

به گزارش اکوبان، چادرملو بدون تردید یکی از بزرگ ‌ترین بازیگران صنعت فولاد و معدن کشور است، شرکتی که از استخراج سنگ ‌آهن تا تولید شمش فولاد، زنجیره ‌ای تقریباً کامل را در اختیار دارد و نقشی اساسی در تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌ دستی ایفا می‌ کند. اما همین گستردگی و نفوذ، آن را به یکی از حساس ‌ترین نقاط ساختار صنعتی ایران نیز تبدیل کرده است، جایی که سودآوری، انحصار، رانت انرژی و نفوذ سیاسی در هم تنیده‌ اند.

نماینده مردم تبریز در جریان بازدید خود، چادرملو را «نعمتی بزرگ برای کشور» خواند. این تعبیر در نگاه اول شاید ستایشی ساده از دستاوردهای صنعتی باشد، اما در سطحی عمیق ‌تر پرسش‌ هایی جدی درباره نسبت میان قدرت سیاسی و منافع بنگاه ‌های بزرگ را مطرح می ‌کند.

در شرایطی که اقتصاد ایران تحت تحریم‌ های سنگین قرار دارد و بسیاری از صنایع کوچک و متوسط برای بقا دست ‌و پا می ‌زنند، حمایت مستقیم سیاسی از شرکت‌ های بزرگ، می ‌تواند پیام دوگانه ‌ای به جامعه بدهد، برای برخی بحران، برای برخی دیگر فرصت.

در واقع، چادرملو در سال ‌های اخیر از جمله شرکت ‌هایی بوده که علی‌رغم محدودیت ‌های ارزی و تحریم‌ های صادراتی، توانسته است سودهای چشمگیر ثبت کند. گزارش‌ های مالی این شرکت از رشد قابل‌توجه درآمد، افزایش صادرات و بهره‌ مندی از معافیت‌ های خاص در بخش انرژی و مواد اولیه حکایت دارد. پرسش اینجاست: در شرایطی که هزاران واحد صنعتی کوچک از کمبود برق و گاز آسیب دیده‌ اند، سهم واقعی چادرملو در کاهش اثر تحریم‌ ها برای کل اقتصاد چه بوده است؟

مجلس شورای اسلامی در مقام نهاد ناظر بر عملکرد دولت و بنگاه ‌های بزرگ اقتصادی، باید پرسشگر و مطالبه‌گر باشد. اما حضور برخی نمایندگان در نمایشگاه ‌ها و تقدیر رسمی از شرکت‌ های ثروتمند، این مرز را تضعیف می ‌کند.

زمانی که نماینده ‌ای از تریبون عمومی می ‌گوید «چادرملو نعمتی بزرگ است»، آیا این جمله نوعی حمایت تبلیغاتی محسوب نمی ‌شود؟ آیا نباید همان نماینده از مدیران شرکت درباره نحوه مصرف منابع ملی، وضعیت اشتغال بومی، آلودگی زیست ‌محیطی یا نحوه بازتوزیع سود در مناطق محروم سؤال کند؟

در نظام‌ های اقتصادی شفاف، رابطه سیاستمداران و بنگاه‌ های بزرگ تابع قواعد روشنی است. نمایندگان می‌ توانند از پیشرفت ‌های صنعتی تقدیر کنند، اما تنها پس از آن‌که عملکرد مالی، زیست‌ محیطی و اجتماعی آن بنگاه در معرض ارزیابی عمومی قرار گرفته باشد. در غیر این صورت، هر نوع تمجید بدون داده، به شائبه «روابط متقابل» و ضعف نظارت دامن می ‌زند.

نقش چادرملو در زنجیره فولاد به‌گونه ‌ای است که هر تصمیم این شرکت می‌ تواند بازار را دگرگون کند. از قیمت کنسانتره و گندله گرفته تا تخصیص شمش، بسیاری از صنایع پایین ‌دستی به سیاست‌ های فروش و قیمت‌ گذاری این شرکت وابسته‌ اند.

در چنین ساختاری، نبود رقابت واقعی موجب تمرکز قدرت و کاهش شفافیت می ‌شود. شرکت ‌های بزرگ معدنی و فولادی، به دلیل دسترسی گسترده به یارانه انرژی و معافیت ‌های صادراتی، از جایگاهی برخوردارند که گاه فراتر از سیاست صنعتی دولت عمل می ‌کنند. این مسئله نه فقط چادرملو، بلکه بسیاری از بنگاه‌ های مشابه را در معرض انتقاد قرار داده است.

از سوی دیگر، ساختار سهام‌ داری پیچیده و حضور نهادهای شبه‌ دولتی در ترکیب مالکان چادرملو، سبب شده تا پرسش از «مالک واقعی» منابع ملی در این شرکت همواره بی ‌پاسخ بماند. آیا سود حاصل از فعالیت‌ های این شرکت مستقیماً به چرخه توسعه باز می‌ گردد، یا در حساب ‌های بسته صندوق‌ های خاص و نهادهای اقتصادی خاص متمرکز می ‌شود؟

صنعت فولاد و بحران عدالت انرژی یکی از نکات مغفول در تحلیل‌های رسمی این است که صنایع فولادی از ارزان ‌ترین حامل‌ های انرژی در جهان استفاده می ‌کنند. برق و گاز یارانه ‌ای که می ‌توانست صرف تأمین نیاز خانوارها و صنایع کوچک شود، با قیمت ناچیز در اختیار بنگاه‌ های بزرگ قرار می‌ گیرد. بر اساس گزارش مرکز پژوهش ‌های مجلس، سهم صنایع فولادی از مصرف برق صنعتی کشور بیش از ۲۰ درصد است، در حالی که سهم آن‌ها در اشتغال مستقیم کمتر از سه درصد است.

در چنین شرایطی، پرسیدن این سؤال ضروری است: آیا توصیف «نعمت بزرگ» برای شرکتی که بیشترین بهره را از منابع یارانه ‌ای می‌برد، تعبیر دقیقی است؟

نیاز به بازتعریف رابطه صنعت و سیاست اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگر به شفافیت و اعتماد عمومی نیاز دارد. تحریم، رکود و نابرابری، هزینه نظارت ‌ناپذیری را چند برابر کرده است. چادرملو اگرچه در عرصه تولید موفق بوده، اما موفقیت اقتصادی بدون پاسخ‌ گویی عمومی، به ‌سادگی به انحصار و رانت تبدیل می ‌شود.

نمایندگان مجلس نیز اگر به‌ راستی دغدغه تولید دارند، باید از جایگاه ناظر مستقل وارد شوند، نه روابط عمومی شرکت‌ ها. حمایت از تولید داخلی تنها زمانی معنا دارد که با شفافیت، عدالت انرژی، محیط‌ زیست سالم و منافع عمومی همراه باشد.

چادرملو بدون شک یکی از ستون ‌های صنعت فولاد ایران است، اما بزرگ بودن الزاماً به معنای مفید بودن مطلق نیست. آنچه نیاز امروز اقتصاد ایران است، نه تقدیرهای سیاسی، بلکه شفافیت در برابر مردم است.

نمایندگانی که مردم به آنان رأی داده ‌اند، باید از مدیران این شرکت ‌ها پاسخ بخواهند: منابع ملی چگونه مصرف می‌ شود؟ چه سهمی از سود به توسعه محلی اختصاص یافته؟ و چرا با وجود ادعای خودکفایی، وابستگی به انرژی ارزان و حمایت ‌های پنهان همچنان ادامه دارد؟

اگر قرار باشد صنعت ملی پشت درهای بسته و در سایه حمایت سیاسی رشد کند، تحریم شاید روزی رفع شود، اما تحریم شفافیت و عدالت همچنان باقی خواهد ماند.

لینک کوتاه خبر: https://ecobannews.com/j89b
Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − یازده =

ویـــژه اکـوبان

آخرین اخبار اکوبان

پر بازدید ترین اخبار اکوبان

مطالب مشابه در اکوبان