محسن یادبروقی*
تاریخ اقتصاد جهان را میتوان از زاویه انقلابهای صنعتی نیز روایت کرد. هر انقلاب صنعتی نهتنها فناوریهای جدیدی را وارد زندگی بشر کرد بلکه توازن قدرت اقتصادی را تغییر داد، برندگان و بازندگان جدیدی ساخت و جایگاه کشورها را در نظام جهانی جابهجا کرد. ماشین بخار، برق، اتوماسیون و اینترنت، صرفا ابزارهای جدید نبودند، آنها موتورهای خلق ثروت و قدرت بودند. کشورهایی که زودتر این تحولات را درک کردند، به رهبران اقتصاد جهانی تبدیل شدند و کشورهایی که تغییر را دیر فهمیدند، ناچار شدند هزینه عقبماندگی را بپردازند. اکنون جهان بار دیگر در آستانه یک تغییر بزرگ ایستاده است. هوشمصنوعی، دوقلوهای دیجیتال، رباتیک پیشرفته، دادههای عظیم، محاسبات کوانتومی و شبکههای فوقهوشمند، نشانههای ظهور عصری هستند که بسیاری از صاحبنظران از آن با عنوان «صنعت ۰/۶» یاد میکنند.
هنوز درباره ابعاد و ماهیت دقیق این تحول اتفاق نظر وجود ندارد اما یک واقعیت غیرقابل انکار است: قواعد رقابت صنعتی در حال بازنویسی هستند. پرسش اساسی برای کشور ما این نیست که صنعت ۰/۶ دقیقا از چه زمانی آغاز خواهد شد؛ پرسش مهمتر آن است که آیا کشور ایران برای حضور در این آینده آماده میشود یا خیر. این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که فاصله میان واقعیت امروز صنعت کشور و تصویری که از آینده ترسیم میشود را در نظر بگیریم. بخش قابلتوجهی از صنایع کشور هنوز با فرسودگی تجهیزات، کمبود سرمایهگذاری، ضعف زیرساختهای داده، ناپایداری برخی زیرساختهای حیاتی و محدودیت دسترسی به فناوریهای پیشرفته مواجهند. بسیاری از واحدهای صنعتی همچنان درگیر مسائل روزمرهای هستند که در کشورهای پیشرو سالها پیش حل شده است. در چنین شرایطی سخن گفتن از کارخانههای خودمختار، تصمیمگیری شناختی یا زنجیرههای تامین خودترمیمشونده، بدون توجه به این واقعیتها میتواند بیش از آنکه راهگشا باشد، به نوعی رویاپردازی فناورانه تبدیل شود اما روی دیگر ماجرا نیز به همان اندازه خطرناک است. کشورهایی که آینده را به دلیل مشکلات امروز نادیده میگیرند، معمولا زمانی متوجه اشتباه خود میشوند که فاصله ایجادشده دیگر بهسادگی قابل جبران نیست. بزرگترین تهدید برای صنعت کشور کمبود فناوری نیست بلکه غافلگیر شدن در برابر موجی از تغییرات است که همین امروز در حال شکلگیری است.
درک درست مفهوم صنعت ۰/۶ از همین نقطه آغاز میشود
برخلاف تصور رایج، صنعت ۰/۶ صرفا نسخه پیشرفتهتر صنعت ۰/۴ نیست. بسیاری از فناوریهایی که امروز ذیل این عنوان مطرح میشوند، از اینترنت اشیا و تحلیل داده گرفته تا دوقلوهای دیجیتال و رباتیک هوشمند، در واقع ادامه مسیر تحول دیجیتال هستند. آنچه صنعت ۰/۶ را متمایز میکند، تلاش برای ایجاد تعادل میان فناوری، انسان، پایداری و تابآوری است. اگر صنعت۰/۴ کارخانهها را هوشمند کرد و صنعت۰/۵ انسان را دوباره به مرکز توجه بازگرداند، صنعت۰/۶ میکوشد میان هوشمصنوعی و خرد انسانی، میان بهرهوری و مسوولیتپذیری و میان توسعه اقتصادی و پایداری زیستمحیطی توازن برقرار کند. با این حال رسیدن به چنین نقطهای یک پیششرط مهم دارد: داده. هیچ کارخانهای بدون داده نمیتواند از هوش مصنوعی بهره بگیرد. هیچ سازمانی بدون دیجیتالیسازی فرآیندها قادر به ایجاد دوقلوهای دیجیتال نخواهد بود. هیچ زنجیره تامینی بدون اتصال دیجیتال به یک اکوسیستم هوشمند تبدیل نمیشود.
به زبان ساده، عبور از صنعت۰/۳ و ورود به صنعت۰/۴ پیشنیاز حرکت به سوی صنعت۰/۵ و ۰/۶ است. همین واقعیت باعث میشود نسخههای سادهانگارانه برای تحول صنعتی ایران کارآمد نباشند. موضوع دیگری که نمیتوان نادیده گرفت، محدودیتهای ژئوپلیتیکی و فناوری است. رقابت جهانی در حوزه هوشمصنوعی بهشدت به زیرساختهای پردازشی، تراشههای پیشرفته، مراکز داده عظیم و خدمات ابری وابسته است. در چنین فضایی، ایران نمیتواند صرفا با الگوبرداری از تجربه کشورهای توسعهیافته مسیر خود را پیدا کند. راهبرد ملی باید بر توسعه ظرفیتهای بومی، سرمایهگذاری هدفمند، همکاریهای منطقهای و استفاده هوشمندانه از فناوریهای متنباز استوار باشد. اما شاید مهمترین مساله آینده صنعت ایران نه فناوری بلکه منابع انسانی باشد. در جهان جدید، مزیت رقابتی پایدار از دل منابع طبیعی یا ماشینآلات بیرون نمیآید؛ از دل دانش، خلاقیت و توانایی یادگیری متولد میشود. این جمله شاید مهمترین پیام عصر جدید باشد. در آینده کسبوکارهای موفق الزاما آنهایی نخواهند بود که بیشترین سرمایه را دارند بلکه آنهایی خواهند بود که مدیرانشان بهتر از دیگران فناوریهای نوین و هوش مصنوعی را میشناسند و میدانند چگونه از آنها برای خلق ارزش استفاده کنند. همانگونه که بیسوادی در قرن بیستم مانعی جدی برای پیشرفت بود، ناآشنایی با هوش مصنوعی و فناوریهای تحولآفرین نیز میتواند به یکی از مهمترین عوامل عقبماندگی در قرن بیستویکم تبدیل شود. از این رو مساله امروز صنعت ایران صرفا خرید تجهیزات جدید یا اجرای چند پروژه فناورانه نیست. مساله اصلی، آمادهسازی مدیران، کارشناسان و سازمانها برای جهانی است که با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است. آینده نه با شعار ساخته میشود و نه با انتظار. آینده متعلق به کشورها، سازمانها و مدیرانی است که پیش از آنکه تغییر به آنها تحمیل شود، خود را برای آن آماده میکنند. در نهایت، مهمترین پرسش پیش روی صنعت ایران این نیست که آیا صنعت۰/۶ فرا خواهد رسید یا نه. این تحول، دیر یا زود مسیر خود را طی خواهد کرد. پرسش واقعی آن است که وقتی این آینده از راه برسد، کشور ما در میان سازندگان آن خواهد بود یا صرفا در جایگاه تماشاگر خواهد ایستاد؟
* آزمون بزرگ رقابتپذیری اقتصاد ایران