علی فراستی*
بالاخره پس از دوماه انتظار و مذاکرات فشرده، رییسجمهور آمریکا در حضور شش رهبر دیگر جهان در کاخ ورسای فرانسه متن نهایی تفاهمنامه دو کشور ایران و آمریکا را امضا کرد. او حین امضای تفاهمنامه گفت: «این کار سادهای نبود.» در واقع برخلاف آن همه دروغ و شیادی که وی به خرج داد تا بتواند جنگ بسیار نامحبوب کنونی را پایان دهد و بارها به دروغ اعلام کرد که ایران به شدت خواهان یک توافق است ولی درواقع او و دولت ایالاتمتحده آمریکا «به شدت» خواهان خروج از این باتلاق و رسیدن به توافق بود. به همین دلیل تقریبا تمامی شروط و خواستههای دولت ایران را پذیرفت.
در همان روز امضای تفاهمنامه، آقای تاکر کارلسون، تحلیلگر مستقل و پرطرفدار آمریکایی اعلام کرد: «با امضای این تفاهمنامه آمریکا رسما پذیرفت که ایران یک بازیگر است و به این ترتیب همهچیز تغییر کرد همانطور که در سال ۱۹۵۶ جنگ بر سر یک آبراه دیگر به نام کانال سوئز، به پایان امپراطوری بریتانیا منجر شد. عدهای میتوانند ادعا کنند که امپراطوری بریتانیا در سال ۱۹۱۸ و پایان جنگ جهانی اول به پایان رسید. عدهای میتوانند ادعا کنند که این امپراطوری در پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ به پایان رسید. ولی تا آن زمان بریتانیا حاکم بلامنازع جهان بود. رو به افول بود ولی کاملا نمرده بود. ولی در فاصله کوتاهی از آن زمان و در نتیجه یک بحران بر سر یک آبراه، کار امپراطوری بریتانیا تمام شد چراکه برخلاف آنچه میگفت، نتوانست نتیجه را به نحو دلخواه خود تغییر دهد. به این ترتیب آمریکا جای انگلیس را در خاورمیانه گرفت. با منازعه اخیر بر سر تنگه هرمز ثابت شد که آمریکا باوجود داشتن قویترین و مجهزترین و گرانترین ارتش جهان، نتوانست خواسته خود را به سیوچهارمین اقتصاد جهان دیکته کند.»
تاکر کارلسون لب مطلب و حقیقت را از زاویهدید فردی که مدتها برای انتخاب مجدد ترامپ تلاش کرد و سپس با شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به منتقد سرسخت سیاستهای دولت کنونی آمریکا تبدیل شد، بیان کرد.
برخلاف عدهای ایرانی که رویا خریدند و به رسانههای وابسته به اجنبی دل بستند، واقعیت میدانی نشان میدهد که ایران در برابر قویترین ارتش جهان و همراهی دولتهای نیابتیاش در منطقه خاورمیانه، قد علم کرده و مقاومت نمود تا به جهانیان ثابت شود ایران امروز دیگر ایران ۲۰۰ سال قبل نیست. اولین رویارویی ایرانیان با یک قدرت اروپایی به دو جنگ منتهی به قراردادهای ننگین گلستان در سال ۱۸۱۳ میلادی و قرارداد ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ میلادی برمیگردد. هدف امپراطوری روسیه فقط شکست نظامی ایران و تصرف بخشهایی از خاک آن در قفقاز نبود بلکه هدف نهایی تحقیر ملت ایران و ایجاد حس تحقیرشدگی به این ملت بود. متاسفانه روسیه توانست با تحمیل ضمائم اقتصادی در قرارداد ترکمانچای، ایران را به خاک ذلت بکشاند.
تلاشهای مکرر ملت ایران در جنبش تنباکو، انقلاب مشروطیت، جنبش ملیشدن صنعت نفت و انقلاب ۵۷ برای خروج از این حس تحقیرشدگی به نتیجه مطلوب نرسید. تنها یک شکست نظامی به متجاوزان میتوانست جبران شکست ۲۰۰ سال قبل را بکند و روحیه تحقیرشدگی ایرانیان را تغییر دهد و چنین شد.
اینک دولت متجاوز آمریکا با امضای رییسجمهورش این واقعیت را پذیرفت و آقای تاکر کارلسون با صدای بلند پایان امپراطوری آمریکا را نوید داد. از این پس باید تکلیف موجودیتی که باعث فریب دو امپراطوری و عامل سقوط آنها بود را برای جهانیان آشکار کرد.
بدینوسیله این واقعه افتخارآفرین را از راه دور و از شهر لسآنجلس به ملت ایران و نیروهای نظامیاش تبریک میگویم.
* عضو سابق هیاتعلمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا