اجرای پروژه انتقال آب برای فولاد مبارکه یکی از پروژه های مهمی است که دستاوردهایی در چند بعد را به همراه دارد. درواقع روند اجرای این پروژه نشان از نقش مهم فولاد مبارکه در حیات صنایع منطقه دارد. انتقال آب دریا نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای عبور از بحران کمآبی و تضمین آینده توسعه کشور است.
به گزارش اکوبان – پیش از بررسی اهمیت این پروژه باید نگاهی به وضعیت آب و هوایی کشور به ویژه در سال های اخیر داشت. ایران با قرارگیری در کمربند خشک جهانی، با چالش های حاد منابع آب شیرین روبروست. کاهش شدید بارندگیها، افت منابع آب زیرزمینی و تخصیص نا متوازن منابع، لزوم جایگزینی منابع سنتی با منابع جایگزین مانند آب دریا را اجتنابناپذیر ساخته است. انتقال آب از دریا (به طور عمده خلیج فارس و دریای عمان) به عنوان یکی از بزرگترین طرح های مهندسی در دهه های اخیر، راهکاری برای تأمین پایدار منابع آبی در مناطقی است که از نظر صنعتی و جمعیتی اهمیت بالایی دارند اما دچار کمبود شدید آب هستند.
این پروژه علاوه بر الزامات زیست محیطی با الزامات اجرایی همراه است که نشان می دهد فولاد مبارکه در تمامی بخش ها نگاه کارشناسی را در اولویت اصلی خود قرار داده است. اما بی شک الزامات زیست محیطی بسیار مهم است، در نتیجه تأثیرات جانبی پروژه های دریایی و خشکی باید به دقت پایش و مدیریت شوند.
یکی از موضوعات مهم در این زمینه بحث مدیریت پسماند شور است چرا که ، محلول فوق غلیظ نمک حاصل از شیرینسازی (Brine) باید به نحوی تخلیه شود که اکوسیستم های دریایی (به ویژه مناطق حساس مانند خلیج فارس) دچار شوک شوری نشوند. نیاز به طراحی سیستم های انتشار دیفیوزری با رقیقسازی سریع است.
اما در بخش دیگر فولاد مبارکه با اجرای این پروژه نشان داد که می تواند سرمایه مورد نیاز برای اجرای این پروژه را تامین کند. درواقع به نوعی نشان دهنده قدرت فولاد مبارکه است.
آن چیزی که باید به آن توجه داشت مزایای این پروژه است که فراتر از رفع کمبود آب آشامیدنی است و شامل ابعاد صنعتی، توسعه زیرساختی و کاهش فشار محیطی می شود. اولویت اصلی، تضمین امنیت آبی برای میلیون ها نفر در شهرهای درگیر بحران است. این امر تأثیر مستقیم بر بهداشت عمومی، کاهش مهاجرت های داخلی ناشی از بحران آب و افزایش امید به زندگی دارد. در کنار این موضوع، صنایع بزرگی که مصرف آب فراوانی دارند، می توانند با اطمینان از منابع پایدار و غیرفصلی، به ظرفیت کامل تولید خود دست یابند و از توقف های پرهزینه ناشی از جیره بندی آب جلوگیری کنند. در کنار این موارد با تأمین آب مورد نیاز صنایع در مناطق مرکزی (مانند اصفهان و یزد)، فشار بر منابع آب زیرزمینی کاهش یافته و از پدیده مخرب فرونشست زمین جلوگیری می شود. فرونشست نه تنها زیرساخت های شهری را تهدید می کند، بلکه یک زیان اقتصادی کلان غیرقابل جبران است.
صنایع بزرگ مانند فولاد مبارکه (به عنوان بزرگترین مصرف کننده آب صنعتی در منطقه مرکزی ایران) محور توسعه صنعتی کشور هستند. تولید فولاد، به ویژه در فرآیندهای احیای مستقیم، یک فرآیند آببَر است و وابستگی صرف به منابع آب شیرین داخلی (مانند زاینده رود یا آبخوان های منطقه)، توسعه این صنعت استراتژیک را به شدت تهدید می کند.
انتقال آب دریا به این صنایع مادر دو مزیت کلیدی را به همراه دارد: ابتدا تضمین تداوم تولید و امنیت اقتصادی و دیگری کاهش اثرات اجتماعی-زیست محیطی (آزادسازی منابع) است.
عدم قطعیت در تأمین آب مورد نیاز صنایع مادر می تواند منجر به کاهش تولید، زیان های ملی هنگفتی و از دست دادن بازارهای صادراتی شود. انتقال آب دریا به عنوان یک منبع مستقل و غیرمتأثر از نوسانات اقلیمی فصلی، ثبات تولید و زنجیره تأمین ملی را تضمین می کند.
با تأمین آب مورد نیاز فولاد مبارکه (که میلیون ها متر مکعب در سال مصرف می کند) از طریق دریا، آب های تخصیص یافته منطقه ای که پیش تر برای مصارف صنعتی در نظر گرفته شده بودند، می توانند به مصارف شرب اولویت داده شوند، کشاورزی آسیب دیده احیا شود و تالاب های حیاتی مانند گاو خونی به حقابه خود برسند. این انتقال، یک “آزادسازی منابع حیاتی” برای سایر بخش های درگیر با بحران آب است.
در نهایت می توان گفت، پروژه های انتقال آب از دریا، علی رغم پیچیدگی های فنی، چالش های زیست محیطی در نقطه تخلیه و هزینه های اولیه بالا، سرمایه گذاری های بلند مدتی هستند که امنیت آبی، صنعتی و محیط زیستی کشور را تضمین می کنند. الزامات فنی و زیست محیطی باید با دقت و با به کارگیری بهترین فناوری های جهانی مدیریت شوند، اما نتیجه نهایی، توسعه پایدار، تاب آوری اقتصادی و حفظ جان میلیون ها نفر در برابر خشکسالی های ادامه دار خواهد بود. این پروژه ها باید با اولویت ملی، سرعت مناسب و با بهره گیری از مدل های مدیریتی شفاف و پاسخگو پیش بروند تا منافع استراتژیک آنها محقق شود.