بهرام سبحانی*
صنعت فولاد امروز ایران بیش از هر زمان دیگری با مجموعهای از فشارهای همزمان روبهرو است؛ از قطعیهای مکرر برق و گاز و افزایش هزینههای تولید گرفته تا محدودیتهای صادراتی و بالا رفتن ریسک حمل و نقل. مجموعه این عوامل قدرت رقابت فولادسازان ایرانی را در بازارهای منطقهای و بینالمللی کاهش داده و ادامه این وضعیت میتواند تولید صادرات اشتغال و درآمدهای ارزی این صنعت را با آسیب بیشتری مواجه کند در حالی که در گذشته همواره برق و گاز ارزان به عنوان یکی از مزیتهای صنعت ایران مطرح بود اما امروز در برخی موارد هزینه انرژی برای صنایع ایرانی از کشورهای همسایه نیز بالاتر رفته است. در بسیاری از کشورها انرژی مورد نیاز صنعت با شرایط مناسبتری نسبت به مصرف خانگی تامین میشود زیرا صنعت به ایجاد اشتغال درآمد تولید و رشد اقتصادی منجر میشود. در ایران اما بخش قابل توجهی از فشار ناشی از کمبود انرژی بر صنایع وارد شده است. در چنین شرایطی اصلاح الگوی مصرف در بخش خانگی باید با جدیت بیشتری دنبال شود زیرا نمیتوان از یک سو انرژی را صنعت فولاد در بخش خانگی با قیمت بسیار پایین عرضه کرده و از سوی دیگر صنایع مولد و صادراتمحور را با قطعیهای گسترده و افزایش مستمر تعرفهها مواجه کرد.
امروز فولادسازان ایرانی در بازارهای منطقهای با تولیدکنندگان عمان عربستان و قطر رقابت میکنند که از زیرساختهای پایدارتر انرژی برخوردارند و واحدهای تولیدی آنها به طور مستمر با قطعی برق و گاز مواجه نمیشوند. در برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس واحدهای صنعتی تقریبا در تمام روزهای سال به انرژی پایدار دسترسی دارند در حالی که صنایع ایرانی در مقاطع مختلف سال با محدودیتهای جدی برق و گاز مواجه میشوند این تفاوت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که قیمت حاملهای انرژی نیز به طور مستمر افزایش یابد. نکته مهم این است که وقتی برق یک کارخانه قطع میشود تولید متوقف شده اما هزینههای بنگاه متوقف نمیماند. حقوق و مزایای کارکنان استهلاک تجهیزات و سایر هزینههای ثابت همچنان پابرجاست. نتیجه این وضعیت افزایش قیمت تمام شده محصول و کاهش قدرت رقابت تولیدکننده ایرانی در بازار صادراتی است.
این در حالی است که صنعت فولاد ایران از ابتدا با تکیه بر مزیت نسبی انرژی و دسترسی به برق و گاز با قیمت اقتصادی توسعه یافته است. اگر همزمان با ناپایداری تامین انرژی قیمت برق و گاز نیز به شکل پلکانی افزایش پیدا کند طبیعی است که این مزیت به تدریج از میان برود بررسی اطلاعات منتشر شده برخی شرکتهای فولادی در سامانه کدال نیز نشان میدهد حاشیه سود بعضی از این شرکتها به کمتر از ۱۰ درصد رسیده است. در اقتصادی با نرخ تورم بالا چنین سطحی از سودآوری نمیتواند انگیزه کافی برای سرمایهگذاری جدید و توسعه ظرفیتهای تولیدی ایجاد کند.
پایداری انرژی در صنعت فولاد اهمیت بیشتری دارد زیرا بیش از ۹۰ درصد تولید فولاد کشور در واحدهای احیای مستقیم و کورههای قوس الکتریکی انجام میشود و در نتیجه برق و گاز برای این صنعت نقشی حیاتی دارند. در واقع انرژی برای صنعت فولاد صرفاً یکی از نهادههای تولید نیست بلکه به نوعی اکسیژن این صنعت محسوب میشود.
نکته مهم این است که محدودیت انرژی در صنعت فولاد تنها یک واحد تولیدی را متوقف نمیکند. آثار این تصمیم به صنایع پاییندستی معادن حمل و نقل، اشتغال، صادرات، درآمدهای ارزی و در نهایت بازار داخلی منتقل میشود.
کل زنجیره فولاد از استخراج سنگ آهن تا تولید محصول نهایی سهم محدودی از مصرف گاز کشور دارد و این سهم کمتر از ارقامی است که گاهی در برخی اظهارنظرها مطرح میشود. با توجه به سهم نسبتا پایین فولاد از مصرف گاز اعمال محدودیت گسترده بر صنعتی که اشتغالزا، ارزآور و اثرگذار بر اقتصاد ملی بوده نیازمند بازنگری است. نکته مهم این است که در هر تصمیم اقتصادی باید تحلیل هزینه و فایده صورت گیرد. هنگامی که برق یا گاز صنعت فولاد قطع میشود صرفاً نباید به میزان انرژی صرفهجویی شده توجه کرد بلکه باید دید چه میزان تولید از دست میرود و این تصمیم چه تاثیری بر اشتغال زنجیره تامین و اقتصاد ملی بر جای میگذارد. نکته مهم این است که صنعت فولاد علاوه بر اشتغال مستقیم حجم قابل توجهی اشتغال غیرمستقیم ایجاد میکند برای هر شغل مستقیم در این صنعت بیش از ۲۰ شغل غیرمستقیم فعال میشود. بنابراین هر اختلال در تولید فولاد دامنهای بسیار فراتر از کارخانه دارد و خانوارهای متعددی در بخشهای مختلف زنجیره تحت تاثیر آن قرار میگیرند.
* رییس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران