علیرضا مهدیه*
دونالد ترامپ سعی کرده و میکند بر همه بازارها تاثیرگذار باشد و با همین هدف است که نفت و بازار بسیار بزرگ آن به اهداف بزرگ سیاسی، اقتصادی و صنعتی وی اضافه شده است. در این بین رابطه و تاثیر ترامپ بر تولید نفت، بازار و قیمت جهانی را میتوان در چند محور اصلی بررسی و بازبینی کرد و به نتیجهای رسید که با همه تفاوتهایی که با نگرش او دارد، میتواند دید بهتری در این صنعت بسازد. اول سیاست افزایش تولید داخلی ایالات متحده است که ترامپ هم در دوره اول ریاستجمهوری و هم در مواضع سیاسی خود در دوره دوم، از افزایش تولید نفت و گاز آمریکا حمایت کرده و شعار اصلیاش، سلطه و حکمرانی انرژی بوده و هست. این سیاست شامل مواردی چون کاهش محدودیتهای زیستمحیطی برای حفاری، حمایت از تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا، توسعه پروژههای خطوط لوله و زیرساختهای انرژی بوده که نتیجه این سیاستها، منجر به افزایش عرضه نفت آمریکا شد و این اتفاق مهم میتوانست باعث وارد کردن فشار بر قیمت جهانی نفت شود اما سیاست جنگی ترامپ بر همه آنها غالب شد و قیمت نفت فوران کرد یعنی جنگ با ایران باعث شد قیمت نفت افزایش زیادی پیدا کند و طی محدودیتهای تنگه هرمز، کاهش شدیدی در عرضه جهانی نفت صورت گرفت و نفت و متقابلا بنزین در آمریکا گران و گرانتر شد. دوم تاثیرگذاری ترامپ بر قیمت نفت است که رابطه دوگانه وی را عیان میکند؛ دوگانهای که هم باید مصرفکنندگان را راضی نگه دارد و هم رضایت تولیدکنندگان نفت را که بیشتر آنها مرتبط به بخش خصوصی هستند جلب کند. تولید نفت ایالات متحده از زمینهای خصوصی بسیار بالاست و بیش از ۷۰ درصد نفت تولیدی آمریکا از زمینهای خصوصی و شخصی به دست میآید و مالکان نفت نفوذ زیادی بر وارثان کاخ سفید دارند و در این دوگانگی، مصرفکنندگان آمریکایی از بنزین ارزان استقبال میکنند اما تولیدکنندگان نفت به قیمتهای بالاتر نیاز دارند تا سودآور بمانند و سود بیشتری ببرند و به همین دلیل ترامپ معمولا از قیمتهای متوسط و میانه نفت حمایت میکند؛ نه آنقدر بالا که تورم ایجاد کند و نه آنقدر پایین که صنعت نفت آمریکا آسیب ببیند و فشار بر کاخ سفید بیشتر شود.
سوم روابط با اوپک است. ترامپ همیشه منتقد اوپک بوده و بارها از این سازمان انتقاد کرده و از کشورهای عضو خواسته که تولید را افزایش دهند تا قیمت نفت کاهش یابد. اینجا سیاستهای قبلی به کار آمده و آمریکا به تنهایی در حدود نیمی از مجموع تولید اوپک، نفت تولید میکند و این میزان بسیار بیشتر از تولید روزانه عربستان است و همین تولید بالای نفت آمریکاست که نفوذ اوپک را به شدت کاهش داده و سازمان کشورهای صادرکننده نفت از کنترل بیش از ۵۰ درصد نفت جهان در سال ۱۹۷۳ به کنترل کمتر از ۳۰ درصد آن در سال ۲۰۲۶ رسیده است. البته افزایش تولید نفت در کانادا، اروپا و برزیل نیز به جریان کاهش قدرت اوپک کمک کرده است و خروج امارات نیز که سومین تولیدکننده بزرگ این سازمان بوده، بر افول اوپک دامن خواهد زد؛ خروجی که امارات متحده عربی را از اوپک جدا کرد و بسیاری علت آن را گرایش بیشتر ابوظبی به واشنگتن و فاصله گرفتن از سیاستهای منطقهای و نفتی عربستان سعودی میدانند. چهارم شامل تحریمهای نفتی میشود و ترامپ از تحریمهای نفتی علیه کشورهای ایران، روسیه و ونزوئلا استفاده کرد تا بتواند به منافع سیاسی و اقتصادی خود دست یابد. البته این تحریمها بخشی از عرضه جهانی نفت را کاهش دادند و در شرایط خاص میتوانستند موجب افزایش قیمت نفت شوند ولی ترامپ با مغالطه خاص خود به دنبال مدیریت عرضه هم بوده تا بتواند چندگانگی دیگری را نیز ثبت کند. به هم زدن ساختار سیاسی و رفع تحریم ونزوئلا و خارج کردن موقت روسیه از تحریمهای نفتی طی جنگ با ایران پیرو همین سیاستهاست و تصمیم بر توافق با ایران و خروج تدریجی نفت ایران از تحریم نیز میتواند در همین راستا باشد. اما پنجمین محور اثر ترامپ بر بازارهای مالی است. بازار نفت نیز همانند سایر بازارها به اظهارنظرهای ترامپ بسیار حساس بوده، توئیتها و سخنرانیهای وی همچنان باعث نوسانات فوری قیمت نفت میشود و کماکان معاملهگران نفتی مجبورند به تکتک جملات او دقت کنند تا بتوانند تحلیل بهتری از قیمتهای کاغذی و فیزیکی به دست بیاورند و بازاری را تنظیم کنند که رییس بزرگترین تولیدکننده و مصرفکننده نفت جهان به هم ریخته است. در نهایت میبینیم که تاثیرگذاری دونالد ترامپ بر نفت در جنگ با ایران به شدت بیشتر شده و جنگافروزیاش منجر به افزایش شدید قیمت، کاهش شدیدتر تولید و عرضه جهانی و مصرف بیشتر ذخایر استراتژیک آمریکا شده و اگر این جنگ ادامهدار باشد و به سایر تنگهها نیز کشیده شود، تنگناهای بزرگتری برای نفت و ترامپ خواهد ساخت.
* تحلیلگر توسعه صنعتی