حسین مقیسه*
صنعت خودرو جهان در یکی از بزرگترین نقاط عطف تاریخ خود قرار گرفته است. بیش از یک قرن، موتورهای احتراق داخلی، ستون اصلی حملونقل جادهای بودند، اما امروز فشارهای ناشی از تغییرات اقلیمی، الزامات کاهش آلایندگی، رشد فناوری باتری و نگرانیهای امنیت انرژی، خودروسازان را بهسمت برقیسازی سوق داده است.
با این حال، برخلاف تصور عمومی، مسیرِ گذار به خودروهای برقی در همه کشورها یکسان نیست. تفاوت در جغرافیا، زیرساخت، قیمت انرژی، توان صنعتی و رفتار مصرفکنندگان باعث شده است هر کشور راهبرد متفاوتی را انتخاب کند. از همینرو، پرسش اصلی برای ایران این نیست که آیا باید بهسمت خودروهای برقی حرکت کنیم یا نه؟ بلکه این است که کدام مسیر، با شرایط اقتصادی و صنعتی کشور سازگارتر است؟ پاسخ این پرسش، بدون شناخت فناوریهای موجود امکانپذیر نیست. امروز چهار فناوری اصلی در صنعت خودروهای کممصرف و برقی وجود دارد.
نخست، HEV یا خودروی هیبریدی که در آن موتور بنزینی و موتور برقی هر دو در حرکت خودرو نقش دارند و باتری تنها از طریق موتور یا بازیابی انرژی ترمز شارژ میشود.
دوم، PHEV یا پلاگین هیبرید که علاوه بر موتور بنزینی، امکان شارژ باتری از شبکه برق را نیز فراهم میکند و میتواند بخشی از مسیر را کاملا برقی طی کند.
سوم، BEV یا خودروی تمامبرقی که هیچ موتور احتراق داخلی ندارد و تمام انرژی خود را از باتری دریافت میکند. این فناوری کمترین آلایندگی را دارد اما توسعه آن وابسته به شبکه گسترده شارژ و باتریهای پرظرفیت است.
و سرانجام EREV یا خودروی برقی با افزایشدهنده برد؛ خودرویی که همواره با موتور الکتریکی حرکت میکند، اما یک موتور بنزینی کوچک صرفا بهعنوان ژنراتور، برق موردنیاز باتری را تولید میکند و هیچ ارتباط مکانیکی مستقیمی با چرخها ندارد. البته حجم باطری این نوع خودرو تقریبا کمتر از نصف BEV است. همین تفاوت ظاهرا ساده، فلسفه EREV را از سایر فناوریها متمایز میکند.
جهان کدام مسیر را انتخاب کرده است؟
انتخاب فناوری در جهان بیش از آنکه تابع سلیقه خودروسازان باشد، تابع شرایط هر کشور است.
ژاپن سالها بر توسعه خودروهای هیبریدی متمرکز بود زیرا زیرساخت شارژ گسترده نداشت و در عین حال قیمت سوخت بالا بود. اروپا بهدلیل قوانین سختگیرانه آلایندگی، توسعه خودروهای پلاگین هیبرید و سپس خودروهای تمامبرقی را در دستور کار قرار داد و همزمان میلیاردها یورو برای ایجاد شبکه شارژ سرمایهگذاری کرد.
چین ابتدا با سرمایهگذاری عظیم بر خودروهای تمامبرقی وارد میدان شد، اما بهتدریج دریافت که نگرانی مشتریان درباره برد حرکتی، قیمت بالای باتری و هزینه توسعه شبکه شارژ، مانع گسترش سریع این خودروهاست. بههمین دلیل، خودروسازانی مانند Li Auto، Leapmotorو Deepal توسعه EREV را بهعنوان یک فناوریگذار در دستور کار قرار دادند و با استقبال قابلتوجه بازار روبهرو شدند.
در ایالاتمتحده نیز خودروهای برقی با افزایشدهنده برد بار دیگر موردتوجه قرار گرفتهاند زیرا بسیاری از مصرفکنندگان، خودروهای برقی را دوست دارند، اما هنوز نمیخواهند آزادی سفرهای طولانی را از دست بدهند. بنابراین، جهان بر سر یک فناوری واحد به اجماع نرسیده است؛ هر کشور متناسب با شرایط خود تصمیم میگیرد.
ایران؛ کشوری با شرایط متفاوت
اشتباه بزرگ آن است که تصور کنیم نسخهای که برای اروپا یا چین نوشته شده، بدون تغییر برای ایران نیز قابلاجراست. ایران کشوری پهناور با فاصله زیاد میان شهرهایش است. سفرهای بینشهری طولانی بخشی از زندگی روزمره مردم است و توسعه شبکه شارژ سریع در چنین جغرافیایی، نیازمند سرمایهگذاری بسیار سنگین خواهد بود.
از سوی دیگر، قیمت بنزین در ایران فاصلهای چشمگیر با قیمت واقعی آن دارد. این شکاف نهتنها مصرف را افزایش داده، بلکه قاچاق سوخت، فشار بر بودجه دولت و وابستگی به واردات بنزین را نیز تشدید کرده است.
در مقابل، برق نیز یارانه دریافت میکند، اما اختلاف قیمت آن با بسیاری از کشورهای منطقه بهمراتب کمتر از بنزین است. این تفاوت نشان میدهد که دیر یا زود، اصلاح تدریجی قیمت انرژی به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل خواهد شد.
در چنین شرایطی، تصمیمگیری درباره فناوری خودرو نباید برمبنای قیمتهای یارانهای امروز باشد، بلکه باید براساس هزینه واقعی مالکیت خودرو در سالهای آینده انجام شود.
چرا فقط قیمت خرید مهم نیست؟
یکی از مفاهیمی که هنوز در بازار خودرو ایران چندان شناختهشده نیست، هزینه کل مالکیت یاTotal Cost of Ownership TCOاست . قیمت خرید تنها بخشی از هزینه یک خودروست.
هزینه سوخت، تعمیر و نگهداری، استهلاک، افت ارزش، هزینههای خدمات و حتی ارزش فروش مجدد، همگی در تصمیم اقتصادی خریدار نقش دارند. تا زمانی که بنزین با قیمتی بسیار پایین عرضه شود، ممکن است یک خودروی پرمصرف نیز اقتصادی بهنظر برسد، اما اگر قیمت انرژی بهتدریج به واقعیتهای اقتصادی نزدیک شود، معادله کاملا تغییر خواهد کرد. بههمیندلیل، خودروسازان بزرگ جهان سالهاست محصولات آینده خود را براساس TCO طراحی میکنند، نهصرفا قیمت خرید.
چرا EREV برای ایران جذاب است؟
مزیت اصلی EREV آن است که بدون وابستگی کامل به شبکه شارژ، تجربه رانندگی یک خودروی برقی را در اختیار مصرفکننده قرار میدهد.
راننده در شهر، عمدتا با برق حرکت میکند و هر زمان شارژ باتری کاهش یابد، موتور ـ ژنراتور وارد مدار میشود و برق موردنیاز را تولید میکند. در نتیجه، نگرانی از برد حرکتی تقریبا از بین میرود اما مزیت EREV فقط این نیست.
از آنجا که موتور احتراق داخلی همواره در نقطه بهینه راندمان کار میکند و دیگر مستقیما چرخها را به حرکت درنمیآورد، حتی اگر خودرو هیچگاه به برق متصل نشود نیز، مصرف سوخت آن نسبت به خودروهای بنزینی متعارف، حدود دو لیتر در هر ۱۰۰کیلومتر کمتر خواهد بود.
اگر این خودرو هر شب در منزل یا محل کار شارژ شود، شرایط کاملا متفاوت خواهد شد. بخش عمده ترددهای شهری با برق انجام میشود و مصرف بنزین میتواند به کمتر از دو لیتر در هر ۱۰۰کیلومتر برسد.
در واقع، بخش مهمی از انرژی موردنیاز خودرو از ظرفیت بلااستفاده نیروگاهها در ساعات کمباری شب تامین خواهد شد؛ ظرفیتی که امروز بدون استفاده باقی میماند. به اینترتیب، بخشی از مصرف بنزین، بدون نیاز به احداث نیروگاه جدید و بدون وابستگی کامل به شبکه گسترده شارژ، به مصرف برق شبانه منتقل میشود.
تاکسی، ون و SUV؛ بازار واقعی EREV
بحث EREV تنها به خودروهای سواری محدود نمیشود. شاید مهمترین کاربرد این فناوری در ناوگان تاکسیرانی، تاکسیهای اینترنتی، ونهای مسافری و باری و خودروهای خدمات شهری باشد.
این خودروها هر روز پیمایش بالایی دارند، اما شبها ساعتهای طولانی در پارکینگ یا منزل متوقف هستند و فرصت کافی برای شارژ باتری دارند. همین ویژگی باعث میشود بخش عمده مسیرهای روزانه با برق طی شود و موتور ـ ژنراتور تنها در زمان نیاز وارد مدار شود.
از سوی دیگر، توسعه SUVها و کراساوورها و خودروهای ون بدون نیاز به موتور تنفس طبیعی با حجم بالا که نیاز به سرمایهگذاری بسیار بالا دارد، با EREV توجیه اقتصادی بیشتری پیدا میکند. خودروهای شاسیبلند برای تمامبرقی شدن به باتریهای بزرگ و گران نیاز دارند، در حالی که در معماری EREV میتوان با باتری کوچکتر، تجربهای نزدیک به یک خودروی برقی و در عین حال برد نامحدود برای سفرهای بینشهری فراهم کرد.
مزیت راهبردی ایرانخودرو
شاید مهمترین مزیت ایرانخودرو در این مسیر، داراییهایی باشد که طی دهههای گذشته ایجاد کرده است. خانواده موتورهای TU5 و EF7، در معماری EREV دیگر موتور محرک خودرو نخواهند بود، بلکه پس از بهینهسازی میتوانند بهعنوان موتور ـ ژنراتور مورد استفاده قرار گیرند.
به این ترتیب، سرمایهگذاریهای گذشته از بین نمیرود بلکه به مزیتی برای ورود به نسل جدید خودروها تبدیل میشود. از سوی دیگر، توسعه EREV تنها بهمعنای تولید یک خودرو نیست بلکه توسعه موتور الکتریکی، اینورتر، سامانه مدیریت باتری، گیربکس تکسرعته، نرمافزارهای مدیریت انرژی و الکترونیک قدرت را نیز بههمراه خواهد داشت؛ فناوریهایی که مستقیما در خودروهای تمامبرقی آینده نیز قابلاستفاده هستند. از این منظر، EREV رقیب BEV نیست بلکه مدرسهای برای ورود به BEV است.
اصلاح قیمت انرژی؛ شرط موفقیت هر فناوری
در عین حال نباید تصور کرد که هیچ فناوری، بدون اصلاح سیاستهای انرژی، قادر به حل مشکلات کشور خواهد بود. بایستی اذعان داشت ، تا زمانی که بنزین با فاصلهای چنددهبرابری نسبت به قیمت منطقهای عرضه شود، مصرف بالا، قاچاق سوخت، واردات بنزین و فشار بر بودجه عمومی ادامه خواهد داشت.
اصلاح قیمت انرژی، البته نباید بهمعنای شوک قیمتی باشد. تجربه جهانی نشان داده است که موفقترین کشورها، این مسیر را بهصورت تدریجی، قابلپیشبینی و همراه با سیاستهای حمایتی طی کردهاند.
در ایران نیز میتوان بخشی از منابع حاصل از اصلاح تدریجی قیمت سوخت را به توسعه زیرساختهای شارژ، نوسازی ناوگان تاکسیرانی، حمایت از خودروهای کممصرف و توسعه فناوریهای برقی اختصاص داد. آینده صنعت خودرو ایران، نه در ادامه مسیر گذشته است و نه در تقلید شتابزده از الگوهای سایر کشورها.
هر فناوری باید با واقعیتهای جغرافیایی، اقتصادی و صنعتی ایران سنجیده شود. در چنین چارچوبی، EREV نه یک راهحل موقت و نه رقیب خودروهای تمامبرقی است بلکه پلی است که میتواند صنعت خودروی ایران را با کمترین هزینه، از عصر موتورهای درونسوز به عصر خودروهای برقی منتقل کند.
اگر ایرانخودرو امروز این مسیر را آغاز کند، تنها یک محصول جدید تولید نخواهد کرد بلکه مجموعهای از فناوریهای راهبردی را در داخل کشور توسعه خواهد داد، خانوادهای از محصولات شامل سدان، SUV، کراساوور، ون و تاکسی را برپایه یک معماری مشترک شکل خواهد داد و مهمتر از همه، تجربهای ارزشمند برای ورود به نسل آینده خودروهای تمامبرقی به دست خواهد آورد. شاید پرسش اصلی این نباشد که بهترین فناوری جهان کدام است؛ پرسش این است که بهترین فناوری برای ایران کدام است. اگر پاسخ را برپایه اقتصاد، جغرافیا، زیرساخت و توان صنعتی کشور جستوجو کنیم، EREV میتواند یکی از منطقیترین گزینههای صنعت خودروی ایران در دهه پیشرو باشد.
* تحلیلگر صنعت خودرو