مرتضی ایراندوست–مهندس امیر قدسی*
در دهههای پایانی قرن بیستم؛ راهکارهای نوینی برای حل چالش های اجتماعی؛ اقتصادی و زیست محیطی ارائه گردید.
این چالشها به طور مستقیم با پیشرفت بشریت در هم تنیدهاند و در دو بعد اساسی دگرگونیهایی را نشان میدهند:
– بعد نخست گذار از اقتصادهای بسته و متمرکز به اقتصادهای باز و مشارکتی است که تمایل دارند زندگی هماهنگ تر با طبیعت داشته باشند و تعادل بین کار و زندگی را حفظ کنند.
بعد دوم روی سرمایهگذاری خصوصی و دولتی متمرکز است که هدف آن کاهش انتشار گازهای گلخانهای؛ کاهش آلودگی؛ بهبود بهرهوری انرژی و منابع و جلوگیری از تخریب تنوع زیستی است. این تغییرات در مجموع اقتصاد سبز را شکل میدهند که یک استراتژی توسعه پایدار محسوب میشود.
اصطلاح اقتصاد سبز اولین بار توسط اقتصاددانان محیط زیست در گزارش سال ۱۹۸۹ برای دولت بریتانیا با عنوان «طرحی برای اقتصاد سبز» معرفی شد. این گزارش که بر تعریف توسعه پایدار و پیامدهای آن برای پیشرفت و سیاست اقتصادی متمرکز بود، در عنوان خود از اصطلاح اقتصاد سبز استفاده کرد اما در خود گزارش به جزئیات آن نپرداخت.پس از آن نویسندگان در دو گزازش بعدی خود؛ که در سال 1991 و 1994 ارائه شد این مفهوم را توسعه دادند. در این میان واژه اقتصاد سبز مدتی کمرنگ و مجددا در سال 2008 به منظور یافتن پاسخی در برابر بحرانهای جهانی پررنگ شد.
تعاریف اقتصاد سبز گسترده هستند و برای اندازهگیری مؤثرتر، به رویکردهای وسیعتری نیاز دارند. برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، اقتصاد سبز را به عنوان اقتصادی که منجر به بهبود رفاه انسان و برابری اجتماعی میشود، در حالی که خطرات زیستمحیطی و کمبودهای اکولوژیکی را به طور قابل توجهی کاهش میدهد تعریف کرده است. به سادهترین بیان، یک اقتصاد سبز را میتوان اقتصادی دانست که کربن کمی دارد، از نظر منابع کارآمد و از نظر اجتماعی فراگیر است.
بخشهای کلیدی اقتصاد سبز شامل ترویج انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش آلودگی و تشویق شیوههای تجاری پایدار است. این موضوع بدلیل مسائلی مانند تغییرات اقلیمی و کمبود منابع اهمیت دارد.
اقتصاد سبز شامل چه چیزهایی میشود؟
عناصر کلیدی آن عبارتند از:منابع انرژی تجدیدپذیر؛ کاهش استفاده از سوختهای فسیلی ؛ حمل و نقل پایدار ؛ زنجیرههای تأمین سبز ؛ استخراج معقول و پایدار منابع ؛ کاهش ضایعات.
طرفداران این رویکرد معتقدند این اقتصاد بر اساس سرمایهگذاری در فعالیتهای اقتصادی ساخته شده است که کیفیت محیط زیست و قابلیت اطمینان اکوسیستم را افزایش میدهد – مانند انرژیهای تجدیدپذیر، مدیریت کارآمد پسماند و حفاظت از آب – و در عین حال فرصتهای شغلی و رشد اقتصادی را نیز فراهم میکند.اما این رویکرد منتقدانی نیز دارد برخی منتقدان میگویند سیاستهای سبز میتوانند پرهزینه یا کندکننده رشد اقتصادی باشند منتقدان اقتصاد سبز ادعا میکنند که تلاشهای اقتصاد سبز برای تفکیک رشد اقتصادی از تخریب محیط زیست چندان موفق نبوده است. بیشتر رشد اقتصادی در سایه فناوریها و منابع انرژی تجدیدناپذیر رخ داده است.
طبق برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) برای سبز بودن، یک اقتصاد نه تنها باید کارآمد باشد، بلکه باید منصفانه نیز باشد. انصاف به معنای به رسمیت شناختن ابعاد عدالت در سطح جهانی و کشوری است، بویژه در تضمین گذار عادلانه به یک اقتصاد کم کربن، که از نظر منابع کارامد و از نظر اجتماعی فراگیر باشد.
ویژگی های اقتصاد سبز:
– انرژی های تجدیدپذیر: منبع اولیه انرژی در اقتصاد سبز را انرژی های تجدید پذیر مانند انرژی خورشیدی، بادی یا برق آبی تشکیل می دهد.
– استفاده از منابع پایدار: در اقتصاد سبزمنابع طبیعی به طور پایدار مورد استفاده قرار گرفته و در نتیجه ضایعات و آلودگی را به حداقل می رساند.
– انتشار کربن کم: در اقتصاد سبز انتشار گازهای گلخانه ای به میزان قابل توجهی کاهش یا حذف می شود.
– رشد اقتصادی فراگیر: در اقتصاد سبز رشد اقتصادی فراگیر بوده و به نفع همه افراد جامعه عمل می کند.
– سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه: در اقتصاد سبز تمرکز زیادی بر تحقیق و توسعه باهدف ایجاد فناوری ها و محصولات سبز جدید وجود دارد.
– مدلهای کسبوکار دایرهای: در اقتصاد سبزشرکتها مدلهای کسبوکار دایرهای را بکار میگیرند که بازیافت، استفاده مجدد و ضایعات کم را ترویج میکنند.
– حمایت دولت: در اقتصاد سبزدولت ها سیاست ها و مقرراتی را ارائه می کنند که از توسعه اقتصاد سبز حمایت می کند.
مزایای اقتصاد سبز
تحقق اقتصاد سبز و پایدار بر خلاف نظر بسیاری از افراد تنها هزینه نیست و میتواند مزیتهای زیادی برای کشورها داشته باشد از جمله:
– کاهش آلودگی محیط زیست و حفظ منابع طبیعی برای نسلهای آینده،
– ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی،
– بهبود کیفیت زندگی و سلامت جامعه،
– افزایش تابآوری جامعه در برابر تغییرات اقلیمی.
سخن پایانی
سبز شدن دیگر یک انتخاب نیست، بلکه به یک ضرورت برای دوران مدرن تبدیل شده است. اقتصاد سبز مفاهیم مختلف را زیر یک چتر واحد متحد میکند. این نظریه اقتصادی توسط طرفداران محیط زیست به عنوان تنها راه نجات بشریت نقل شده است.اهمیت اقتصاد سبز در این است که اقتصادها را به سمت پایدارتر شدن و کمکربنتر شدن تشویق میکند و تضمین میکند که داراییهای طبیعی همچنان منابع و خدمات زیستمحیطی را برای رفاه مداوم ما فراهم میکنند.
هدف اقتصاد سبز کاهش انتشار گازهای گلخانهای،ترویج استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و حفاظت از منابع طبیعی است. اقتصاد سبز همچنین روی برابری اجتماعی تمرکز نموده و تضمین میکند که رشد اقتصادی به نفع همه اعضا جامعه از جمله آسیب پذیرترین افراد است.
*کارشناس ارشد مدیریت صنعتی