محمد کفاش پنجهشاهی*
صندوقهای اهرمی در سالهای اخیر به یکی از ابزارهای مورد توجه سرمایهگذاران ریسکپذیر تبدیل شدهاند؛ ابزاری که امکان کسب بازدهی بالاتر از سرمایهگذاری عادی را فراهم میکند اما در طرف مقابل، در صورت افت بازار میتواند زیان بیشتری نیز به سرمایهگذار تحمیل کند.
به همین دلیل جذابیت این صندوقها بیش از آنکه صرفا به مثبت یا منفی بودن بازار وابسته باشد، به کیفیت انتخاب و زمان ورود بستگی دارد. ماهیت صندوقهای اهرمی به استفاده از منابع بدهی و ایجاد قدرت خرید بیشتر بازمیگردد. درنتیجه زمانی که ارزش داراییهای صندوق افزایش پیدا میکند، بازدهی واحدهای اهرمی میتواند از بازدهی معمول بازار بیشتر باشد اما همین سازوکار در دورههای اصلاحی نیز اثر معکوس دارد و افت ارزش داراییها میتواند با شدت بیشتری به سرمایهگذار منتقل شود بنابراین سرمایهگذاری در این صندوقها برای افرادی که توان پذیرش نوسان و ریسک بالاتر را دارند، مناسبتر است. نخستین معیار برای ورود به صندوقهای اهرمی، چشمانداز آینده بازار است. سرمایهگذار باید ارزیابی کند که آیا روند کلی بازار ظرفیت ادامه رشد دارد یا خیر. صرف رشد اخیر بازار نمیتواند بهتنهایی سیگنال ورود باشد چراکه در صورت قرار گرفتن بازار در آستانه اصلاح، اهرم میتواند شدت زیان سرمایهگذار را نیز افزایش دهد. ترکیب پرتفوی صندوق نیز اهمیت زیادی دارد. بررسی نوع و وزن سهام موجود در سبد، در کنار میزان ضریب اهرمی صندوق میتواند تصویر دقیقتری از ریسک و ظرفیت بازدهی آن ارائه کند. صندوقهایی با ضریب اهرمی بالاتر طبیعتا برای سرمایهگذاران ریسکپذیرتر مناسبترند و در مقابل، ضریب پایینتر میتواند شدت نوسانات را کاهش دهد. یکی دیگر از معیارهای مهم، فاصله قیمت واحد صندوق با ارزش خالص داراییها یا NAV است. خریداران باید همواره توجه داشته باشند که قیمت خرید واحد صندوق تا حد امکان کمتر از ارزش داراییهای آن باشد. اگر قیمت بازار بالاتر از NAV قرار بگیرد، صندوق با حباب مثبت معامله میشود و هرچه این فاصله بیشتر باشد، ریسک خرید نیز افزایش پیدا میکند. در مقابل، حباب منفی میتواند در نگاه نخست نشانه مناسبتری برای خرید باشد به این معنا که قیمت بازار پایینتر از ارزش خالص داراییهای صندوق قرار گرفته است. هرچه این فاصله بیشتر باشد، جذابیت خرید نیز افزایش پیدا میکند مگر آنکه انتظارات خاصی درباره آینده بازار یا وضعیت خود صندوق وجود داشته باشد که این فاصله را توجیه کند. بنابراین بررسی NAV و میزان حباب مثبت یا منفی بهویژه در صندوقهای اهرمی که نوسان بیشتری دارند، اهمیت بالایی دارد. نقدشوندگی نیز در صندوقهای اهرمی اهمیت ویژهای دارد. در شرایط اصلاح بازار، اگر تقاضای کافی برای خرید واحدهای صندوق وجود نداشته باشد، خروج سرمایهگذار میتواند با دشواری همراه شود.
بنابراین حجم و گردش معاملات و همچنین توانایی مدیر صندوق در ایجاد نقدشوندگی باید در کنار سایر معیارها بررسی شود. در شرایط فعلی نیز نمیتوان صرفا براساس رشد اخیر بازار درباره ورود به صندوقهای اهرمی تصمیم گرفت و عامل اصلی تصمیمگیری باید چشمانداز آینده بازار باشد. در این ارزیابی عواملی مانند نرخ ارز، ریسکهای سیاسی، شرایط بنیادی و کلان اقتصاد، وضعیت ارزش دلاری بازار و مهمتر از همه فاصله قیمت صندوق با NAV باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین ترکیب پرتفوی، ضریب اهرمی و عوامل بنیادی خرد و کلان صندوق نیز باید همزمان بررسی شود. درنهایت صندوق اهرمی برای سرمایهگذار ریسکپذیر میتواند ابزار جذابی باشد اما اهرم همانقدر که ظرفیت بازدهی را افزایش میدهد، در صورت اصلاح بازار میتواند ریسک زیان را نیز تشدید کند.
* کارشناس بازار سرمایه