علیرضا جوادی*
گزارش جامع عملکرد بازار برق بورس انرژی ایران در سال۱۴۰۴، اگر صرفاً بهعنوان مجموعهای از اعداد و نمودارها دیده شود، بخش مهمی از پیام خود را از دست میدهد. اهمیت واقعی این اعداد در روندی است که پشت آنها قرار دارد: بازاری که حجم معاملات آن تنها اندکی افزایش یافته اما ارزش معاملاتش جهشی قابلتوجه داشته و همزمان قیمت برق در تابلوهای مختلف، ظرفیتهای عرضه و تقاضا و رفتار خریداران نیز تغییرات معناداری را تجربه کرده است. از این منظر سال۱۴۰۴ را میتوان سالی مهم در حرکت بازار برق ایران از یک سازوکار صرفاً معاملاتی به سمت یک بازار اقتصادیتر و شفافتر دانست.
نخستین عدد قابلتوجه، رشد ۲۲۱درصدی ارزش معاملات برق در سال۱۴۰۴ نسبت به سال قبل است. ارزش معاملات از حدود ۹/۱۹هزارمیلیارد تومان در سال ۴۰۳ به ۹/۶۳هزارمیلیارد تومان رسیده درحالیکه حجم معاملات تنها حدود ۳درصد رشد کرده و از ۱۱۸ به ۱۲۱میلیارد کیلوواتساعت افزایش یافته است. این تفاوت میان رشد ارزش و رشد حجم، یکی از مهمترین پیامهای گزارش است. بازار برق در سال۱۴۰۴ الزاماً به معنای معامله بسیار بیشتر برق نبوده بلکه برق با قیمتها و ارزش اقتصادی بالاتری در بازار معامله شده است. به بیان دیگر، موتور رشد بازار در این سال بیشتر «ارزشگذاری اقتصادی برق» بوده تا افزایش فیزیکی حجم معاملات.
متوسط قیمت برق عادی در سال۱۴۰۴ حدود ۱۶۶تومان به ازای هر کیلوواتساعت بوده است درحالی که این رقم از ابتدای سال ۱۴۰۵ تا ۲۸ تیرماه به ۳۳۱ تومان رسیده یعنی تقریبا دو برابر شده است. در برق سبز، متوسط قیمت سال۱۴۰۴ حدود ۵۸۲۳تومان بوده که در همین دوره از سال ۱۴۰۵ به ۱۰۱۲۸تومان افزایش یافته و رشدی حدود ۷۴درصدی را نشان میدهد. در برق آزاد نیز متوسط قیمت از ۳۰۷۲ تومان در سال۱۴۰۴ به ۶۶۹۰ تومان در ابتدای سال۱۴۰۵ تا ۲۸ تیرماه رسیده که بیانگر افزایشی حدود ۱۱۸درصدی است بنابراین اگرچه باید توجه داشت که مقایسه یک دوره حدودا چهارماهه از سال۱۴۰۵ با متوسط کل سال۱۴۰۴ از نظر آماری مقایسهای همدوره نیست اما بزرگی این تغییرات نمیتواند نادیده گرفته شود بهویژه رشد نزدیک به ۱۰۰درصدی برق عادی و بیش از دو برابری برق آزاد، در کنار افزایش قابلتوجه قیمت برق سبز، نشان میدهد که بازار برق در سال۱۴۰۵ وارد سطح قیمتی جدیدی شده است. این روند میتواند نشانهای از تقویت نقش سازوکار بازار در کشف قیمت برق و افزایش ارزش اقتصادی انرژی بهخصوص در شرایط محدودیت عرضه، رشد تقاضا و توسعه بازار برق تجدیدپذیر باشد.
رشد متوسط قیمت نیز قابلتوجه است. قیمت برق عادی نسبت به سال قبل حدود ۳۷درصد، برق سبز ۴۵درصد و برق آزاد ۱۱۶درصد افزایش داشته است. رشد ۱۱۶درصدی برق آزاد از میان این اعداد برجستهتر است و نشان میدهد هرجا محدودیت عرضه، انعطافپذیری پایین یا تقاضای فوریتر وجود داشته باشد، قیمت میتواند با سرعت بسیار بیشتری حرکت کند. این موضوع از منظر اقتصادی یک پیام روشن دارد: برق در ایران دیگر صرفاً یک کالای عمومی با قیمت تقریبا ثابت نیست بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به کالایی با ارزش متفاوت براساس زمان، منبع، قابلیت تامین و شرایط بازار است.
دامنه قیمتهای معاملهشده نیز این تحول را به خوبی نشان میدهد. برق عادی در سال۱۴۰۴ در محدودهای از ۸۷ تا ۲۹۰ تومان به ازای هر کیلوواتساعت معامله شده است. برای برق سبز، این دامنه از ۳۵۰۰ تا ۹۰۰۰تومان و برای برق آزاد از ۵۰۰ تا ۸۰۰۰ تومان بوده است. فاصله بسیار زیاد حداقل و حداکثر قیمت در تابلوهای سبز و آزاد نشان میدهد که بازار برق، برخلاف یک بازار کاملا همگن، بهشدت تحتتاثیر زمان معامله، شرایط عرضه و تقاضا و ویژگیهای محصول قرار دارد. همین نوسان در عین حال که برای مصرفکننده ریسک ایجاد میکند، میتواند برای تولیدکننده و سرمایهگذار سیگنال ارزشمندی درباره محل و زمان ایجاد ظرفیت اقتصادی باشد.
یکی دیگر از اعداد مهم گزارش، ظرفیت تخصیصیافته است. حدود ۳۲هزار و ۲۷۵ مگاوات ظرفیت برای برق عادی، ۶۰۰ مگاوات برای برق سبز و ۳۰۰۰ مگاوات برای برق آزاد اعلام شده است. سهم بالای برق عادی نشان میدهد ساختار اصلی بازار هنوز بر برق متعارف استوار است اما حضور ۶۰۰ مگاوات ظرفیت برق سبز، در کنار قیمت بسیار بالاتر این نوع برق، یک فرصت مهم برای سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر ایجاد میکند. اگر این ظرفیت با توسعه واقعی نیروگاههای تجدیدپذیر همراه شود، بورس انرژی میتواند بهتدریج از یک محل معامله برق تولیدشده به بستری برای شکلگیری سیگنال اقتصادی سرمایهگذاری در ظرفیتهای جدید تبدیل شود.
مقایسه قیمت برق خریداریشده از بورس با بازار عمدهفروشی نیز شاید یکی از جذابترین بخشهای گزارش باشد. براساس دادههای ارائهشده، قیمت برق در بورس انرژی حدود ۳۴۶تومان به ازای هر کیلوواتساعت، در برابر ۴۸۶تومان در بازار عمدهفروشی بوده است یعنی خرید از بورس حدود ۲۹درصد هزینه تامین برق را کاهش داده و به ازای هر کیلوواتساعت حدود ۱۴۰تومان صرفهجویی ایجاد کرده است حتی گزارش نشان میدهد در دوره قرارداد، هزینه عدم خرید از بورس حدود ۹۹۶ تومان به ازای هر کیلوواتساعت و خرید از بورس حدود ۳۴۶تومان بوده؛ اختلافی که مزیت اقتصادی استفاده از سازوکار بورس را بسیار برجسته میکند. البته برای ارزیابی اقتصادی نهایی باید شرایط قرارداد، هزینههای جانبی، تعهدات تامین و ریسکهای مرتبط نیز در نظر گرفته شود.
عدد ۸/۲برابر نیز از همین زاویه اهمیت دارد: هزینه عدم خرید از بورس در مقایسه با خرید از بورس حدود ۸/۲برابر گزارش شده و در مجموع صرفهجویی ناشی از خرید از بورس حدود ۶۵درصد عنوان شده است. این اعداد نشان میدهند که بورس انرژی صرفاً محلی برای معامله نیست بلکه در صورت طراحی صحیح قراردادها میتواند به ابزار مدیریت هزینه انرژی برای مصرفکنندگان بزرگ تبدیل شود. برای صنایع انرژیبر حتی چند ده تومان اختلاف در قیمت هر کیلوواتساعت، در مقیاس میلیاردها کیلوواتساعت مصرف، به ارقام بسیار بزرگی در سود و زیان سالانه تبدیل میشود.
از سوی دیگر تفاوت قیمت برق ایران با بازارهای بینالمللی نیز قابلتامل است. گزارش، متوسط قیمت برق اتحادیه اروپا را حدود ۷۲/۲۸یورو به ازای هر ۱۰۰کیلوواتساعت یعنی حدود ۲۸۷/۰یورو برای هر کیلوواتساعت نشان میدهد. مقایسه مستقیم این ارقام بدون لحاظ نرخ ارز، ساختار یارانه، مالیات، قدرت خرید و تفاوت ساختار بازارها ممکن است گمراهکننده باشد اما یک نکته را نمیتوان نادیده گرفت و آن قیمت پایین برق در ایران همزمان یک مزیت رقابتی برای صنایع و یک چالش جدی برای اقتصاد انرژی است. اگر قیمت واقعی برق به تدریج به سمت کشف قیمت اقتصادی حرکت کند، ارزش سرمایهگذاری در تولید برق، بهینهسازی مصرف، ذخیرهسازی انرژی و انرژیهای تجدیدپذیر نیز میتواند دستخوش تغییر اساسی شود.
چشمانداز پیشروی بورس انرژی را باید در همین نقطه جستوجو کرد. رشد ۲۲۱درصدی ارزش معاملات در کنار رشد تنها ۳درصدی حجم، افزایش قیمت تابلوهای مختلف، توسعه برق سبز و ایجاد صرفهجویی برای خریداران، همگی نشانههایی هستند که بازار برق ایران در حال عبور از مرحله «معامله برق» و نزدیک شدن به مرحله «اقتصادی شدن برق» است. در مرحله بعد، اهمیت ابزارهایی مانند قراردادهای بلندمدت، معاملات برق سبز، گواهیهای مرتبط با انرژی، تامین مالی نیروگاهها، قراردادهای دوجانبه و ابزارهای مدیریت ریسک میتواند افزایش یابد.
این تحول برای سرمایهگذاران نیز اهمیت ویژهای دارد. وقتی قیمت برق قابل کشفتر، معاملات شفافتر و تقاضای صنایع قابل پیشبینیتر شود، امکان طراحی مدلهای مالی برای احداث نیروگاههای جدید افزایش پیدا میکند. بهخصوص در انرژیهای تجدیدپذیر، ترکیب قرارداد فروش برق، درآمد قابل پیشبینی و دسترسی به بازار سرمایه میتواند بخشی از ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد بنابراین شاید مهمترین پیام گزارش سال۱۴۰۴ این نباشد که بورس انرژی چقدر برق معامله کرده است بلکه این باشد که برق در حال پیدا کردن «قیمت اقتصادی» خود در یک بازار شفافتر است. اگر این مسیر با توسعه ظرفیت تولید، کاهش مداخلات قیمتی، افزایش عمق معاملات و ایجاد ابزارهای مالی مناسب ادامه یابد، بورس انرژی میتواند در سالهای آینده نه فقط تابلوی معامله برق بلکه یکی از مهمترین زیرساختهای تامین مالی، سرمایهگذاری و مدیریت ریسک صنعت برق ایران باشد. اعداد سال۱۴۰۴، بیش از آنکه پایان یک دوره باشند، میتوانند نقطه شروع مرحلهای باشند که در آن «برق» از یک هزینه اجتنابناپذیر برای اقتصاد، به یک دارایی اقتصادی قابل قیمتگذاری، معامله و سرمایهگذاری تبدیل میشود.
* کارشناس ارشد مالی کسبوکارها