براساس تحلیل متخصصان حوزه نفت، شبکه سراسری CNG ایران با ۲۳۶۵ جایگاه فعال، برگ برندهای است که میتواند بدون حتی یک ریال هزینه اضافی، روزانه تا ۲۴ میلیون لیتر از مصرف بنزین را کاهش دهد.
متعاقب حملات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، بخش قابل توجهی از زیرساختهای پالایشگاهی ایران هدف قرار گرفته است. به نظر می رسد علی رغم تلاش های مسئولان در تولید و تامین سوخت مورد نیاز کشور، این حملات که بهطور مشخص واحدهای فرآیندی پیشرفته پالایشگاهها را نشانه رفته و احتمال می رود که ظرفیت تولید بنزین کشور را بهطور معناداری کاهش داده باشد؛ در آینده ای نه چندان دور کشور را با چالش جدی در تأمین سوخت مورد نیاز مواجه خواهد کرد.
پرسشی که این روزها نقل محافل عمومی و شبکههای اجتماعی شده، ساده و در عین حال حیاتی است «آیا بنزین جیرهبندی میشود؟» و «آیا در تأمین سوخت روزهای سختی در پیش داریم؟» این گزارش میکوشد تا با نگاهی شفاف، مستند و به دور از هیاهو، ابعاد این جنگ پنهان انرژی را برای مردم شریف ایران تشریح کند و به این پرسش پاسخ دهد که برای عبور از این مقطع، چه تدابیری اندیشیده شده است.
کالبدشکافی یک ترور اقتصادی
برای تحلیل درست ماجرا، باید با ادبیات تخصصی اما قابل فهم، ببینیم پشت پرده این حملات چه بوده است. بررسیهای میدانی و گزارشهای کارشناسی حاکی از آن است که راهبرد دشمنان در این مرحله از جنگ تحمیلی، «فلجسازی هوشمند» بوده، نه «تخریب کامل».
بر اساس اطلاعات منتشر شده در رسانههای معتبر داخلی، از جمله روزنامه اعتماد، چاههای نفت، سکوهای بهرهبرداری دریایی و خطوط لوله اصلی انتقال نفت خام، از گزند آسیبهای جدی در امان ماندهاند. ایران همچنان نفت دارد. اما پاشنه آشیل، جایی دیگر است؛ واحدهای پیشرفته و گلوگاهی درون پالایشگاهها. بخشهایی مثل برجهای عظیم تقطیر، واحدهای پیچیده کاتالیستی (جایی که بنزین مرغوب تولید میشود)، مبدلهای حرارتی و اتاقهای فرمان مغز متفکر پالایشگاه. این یک ترور هدفمند صنعتی است؛ دشمن میخواهد مواد خام ارزشمند را داشته باشیم اما نتوانیم آن را به فرآوردههای راهبردی مثل بنزین و گازوئیل تبدیل کنیم.
این وضعیت شبیه به کشاورزی میماند که گندم مرغوب دارد، اما سنگهای آسیابش را شکستهاند. او گرسنه نیست، ولی برای تبدیل گندم به آرد به مشکل خورده است. این دقیقاً همان بحران مدیریتشدهای است که متخصصان داخلی ما از روز نخست برای مقابله با آن آماده بودهاند.
اعداد چه میگویند؟
برای فهم عمق ماجرا، باید با ادبیات عدد و رقم پیش رفت. پیش از این حملات، مردم ایران بهطور متوسط روزانه بین ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیون لیتر بنزین مصرف میکردند. در روزهای شلوغ و ایام پر سفر، این رقم حتی از ۱۴۷ میلیون لیتر هم عبور میکرد. در آن سوی میدان، کل ظرفیت تولید بنزین کشور، با احتساب پالایشگاههایی مثل ستاره خلیج فارس، شازند، بندرعباس، اصفهان و تهران، حدود ۱۱۴ تا ۱۲۴ میلیون لیتر در روز بود. این یعنی حتی در روزهای عادی و بدون هیچ جنگی، ما به طور طبیعی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون لیتر کسری تولید داشتیم که از محل ذخایر راهبردی یا واردات مدیریتشده جبران میشد.
حال با حمله تجاوزگرانه به بخشی از پالایشگاهها و برآورد آسیب ۳۰ تا ۵۰ درصدی به ظرفیت تولید، احتمالاً اکنون توان پالایشی کشور به حدود ۶۰ تا ۸۰ میلیون لیتر در روز کاهش یافته است. یک تفریق ساده نشان میدهد اگر مصرف به همین شکل ادامه پیدا کند، ممکن است روزانه با کسری ۵۰ تا ۷۰ میلیون لیتری مواجه شویم. این عدد میتواند به معنای صفهای طولانی، مشکلات در حملونقل عمومی و آسیب به چرخه تولید و توزیع کالا باشد.
چرا قیمت بنزین بالا نمیرود؟
در چنین شرایطی، اولین نسخهای که اقتصاددانان کلاسیک میپیچند، «افزایش قیمت برای کاهش تقاضا» است. اما آیا این نسخه برای ایران امروز کارآمد است؟ پاسخ صریح و بدون تعارف، یک «نه» بزرگ است. مسئولان ارشد اقتصادی کشور و کارشناسان اجتماعی به این جمعبندی رسیدهاند که در شرایط جنگی و با توجه به فشار اقتصادی که مردم نجیب ایران تحمل میکنند، دست بردن در قیمت بنزین نهتنها کارساز نیست، بلکه میتواند تبعات اجتماعی پیشبینینشدهای به بار آورد. رهبر شهید انقلاب نیز همواره بر رسیدگی به معیشت مردم و پرهیز از شوکهای قیمتی تأکید داشتهاند.
بنابراین، راهبرد دولت بر مبنای «مدیریت غیرقیمتی مصرف» طراحی می شود. یعنی باید بدون گران کردن بنزین، مصرف را کنترل کرد. این یک هنر مدیریتی ظریف است که شامل سه سرفصل کلیدی می شود. «سهمیهبندی هوشمند و عادلانه» از طریق بازنگری در سهمیههای فعلی با اولویتبندی نیازهای واقعی مردم، تشدید نظارت بر کارتهای سوخت و چکهای الکترونیکی برای حذف مصرفهای غیرعادی، «مقابله جدی با قاچاقچیان» به این دلیل که بخش قابل توجهی از کسری ما نه به خاطر مصرف داخلی، که به دلیل خروج غیرقانونی سوخت از مرزهاست و «بسیج ناوگان عمومی» از طریق توسعه سرویسدهی مترو و اتوبوسهای تندرو (BRT) در کلانشهرها، تشویق به استفاده از حملونقل عمومی و مدیریت سفرهای غیرضروری بینشهری از طریق ترویج دورکاری و خدمات الکترونیک دولت؛ این سه سرفصل را تشکیل می دهد.تصور کنید اگر قرار باشد فقط ۲۰ درصد از سفرهای درونشهری با حملونقل عمومی انجام شود، چه حجم عظیمی از بنزین آزاد میشود.
سلاح مخفی ایران
اما در میان تمام این تدابیر، ایران یک برگ برنده کمنظیر دارد که شاید بسیاری از ما هر روز از کنارش عبور میکنیم بیآنکه قدرت استراتژیکش را بدانیم؛ شبکه ملی CNG یا همان گاز طبیعی فشرده. برای توضیح ساده تر، بهتر است بدانید یک متر مکعب گاز CNG، دقیقاً معادل یک لیتر بنزین انرژی دارد. امروز در سراسر ایران پهناور، ۲۳۶۵ جایگاه عرضه CNG فعال است و این جایگاهها میتوانند روزانه بیش از ۴۰ میلیون مترمکعب گاز تحویل خودروها دهند اما مصرف فعلی ما از این شبکه عظیم، تنها ۱۶ میلیون مترمکعب در روز است و این یعنی ما یک ظرفیت خالی ۲۴ میلیون مترمکعبی داریم که دستنخورده باقی مانده است.
به عبارت دیگر، ایران بدون آنکه نیاز به ساخت حتی یک پالایشگاه جدید داشته باشد، میتواند معادل ۲۴ میلیون لیتر بنزین در روز را با گاز جایگزین کند. عددی که برای تولید آن در پالایشگاه، نیاز به میلیاردها دلار سرمایهگذاری و سالها زمان است، هماکنون در زیرساختهای کشور خوابیده و تنها نیازمند یک عزم ملی برای بالفعل شدن است.
همین حالا هم اگر این صنعت نبود، مصرف روزانه بنزین به ۱۴۸ میلیون لیتر میرسید. به زبان ساده، CNG در حال حاضر جان ۲۱ درصد از سبد سوخت کشور را نجات داده است. طرحهای خوبی هم برای گسترش این ناوگان در جریان است مانند تبدیل رایگان خودروهای شخصی به دوگانهسوز که از سال ۱۳۹۹ شروع شده و بیش از ۴۰۰ هزار دستگاه خودرو را رایگان دوگانهسوز کرده است یا ۳۰۰ کارگاه فعال در کشور مشغول این کار هستند و نکته مهم و افتخارآمیز آنکه تمام قطعات این صنعت به دست توانمند متخصصان داخلی بومیسازی شده و به هیچ کشور خارجی وابسته نیست.
در سناریوی بدبینانه که مدیریت مصرف داخلی جوابگوی کل کسری نباشد، ایران این توانایی را دارد که از مسیر دیپلماسی انرژی، بنزین مورد نیاز خود را تأمین کند. اینجاست که باید دید دوستان ما در روزهای سخت چه کسانی هستند.
نخست و مهمتر از همه، روسیه است. این کشور که خود سالهاست زیر بار تحریمهای ظالمانه غرب قرار دارد، مطمئنترین گزینه برای همکاری است. وزیر انرژی روسیه صراحتاً اعلام کرده که شرکتهای روسی آماده تأمین سوخت ایران هستند. انتقال میتواند از مسیر دریای خزر و بنادر شمالی یا از طریق خطوط زمینی انجام شود و کیفیت بنزین روسیه نیز قابل قبول است.
سایر کشورها مثل ترکمنستان (با چالش کیفیت پایین)، چین (با ریسک ملاحظات تجاری با آمریکا) گزینههای بعدی هستند، اما تمرکز اصلی ما میتواند روی محور مسکو-کاراکاس باشد.
تهدید را به فرصت تبدیل میکنیم
آنچه در این روزها بر صنعت نفت کشور گذشت، یک زخم عمیق بود. زخمی از جنس خصومت دیرینه دشمنانی که تاب دیدن پیشرفت ایران را ندارند. اما میگویند ققنوس از میان شعلههای آتش سر برمیآورد. ملت ما در طول تاریخ چهلوچند ساله انقلاب اسلامی نشان داده که در دل همین تهدیدها و فشارهاست که استعدادها شکوفا میشود و فرصتهای نو خلق میکند.
امروز شبکه عظیم CNG و توانمندی مهندسان داخلی برای بازسازی سریع، یک فرصت استثنایی برای تکمیل پازل خودکفایی و رهایی از وابستگی به بنزین است. کمی دقت در مصرف، استفاده هوشمندانه از ناوگان عمومی و همبستگی ملی، کلید عبور از این پیچ تاریخی خواهد بود. مطمئن باشید که نیورهای خدوم در همین پالایشگاههای آسیب دیده، بیخوابی کشیدهاند تا چراغ خانههایتان روشن و باک خودروهایتان پر بماند و ما این نبرد را نیز با سربلندی پشتسر خواهیم گذاشت.
مهر