باید همواره این واقعیت را مدنظر داشته باشیم که در کشوری زندگی میکنیم که میزان بارندگی سالانه آن بسیار کمتر از میانگین جهانی است؛ بهطوریکه سرانه بارش در ایران حدود یکچهارم یا حتی یکپنجم میانگین جهانی برآورد میشود و این موضوع چشمانداز امیدوارکنندهای برای وضعیت منابع آبی کشور ترسیم نمیکند.
تهران بزرگ با جمعیتی چند ۱۰میلیونی، سردر موضوع کمآبی کلانشهرهای کشور شده است. در همان حال همسایه بزرگی به نام کرج و پیراشهریهای پرمصرفی به نام لواسان دارد که طبق شواهد و قراین در پرمصرفی آب، پیشرو هستند.
طبق بررسیها طی سالهای اخیر با وجود هشدارها در همان کلانشهر تهران، نه تنها از بلندمرتبهسازی، تراکم فروشی و شهرک سازی و کمابیش تخریب بقایای باغها کاسته نشده است، بلکه این عوامل بحران ساز تکرار شدهاند.
به اذعان یک کارشناس، شاید تهران، با ادامه این روند روزگار سختی را پیش رو داشته باشد و دقیقا از همان نقطه ای که در قله توسعه نامتوازن و ناپایدار قرار گرفته است و از سویی رشد فزاینده قیمت املاک تهران تنها و تنها به مدد انتقال آبهای بین حوضه ای بوده است.
داریوش مختاری با بیان اینکه تصور کنیم املاک تهران در یک ابرشهر کم آب یا بیآب، چه ارزشی خواهند داشت؛ گفته بود هرگز نمی توان برای املاک شهری که دائما در رشد و ساخت و ساز و همزمان در افول آبی هستند، ارزش مالی و بهایی را پذیرفت.
این کارشناس حوزه مدیریت منابع آبی با بیان اینکه چگونه قرار است برای کم آبی یک ابرشهر راهی بیابیم، در حالی که اجرای بیشتر راهکارهای کم آبی، بلندمدت است، تاکید کرده بود: قلمرو آموزش بسیار دیربازده و بلندمدت است. نصب شیرآلات کاهنده با آزمون و خطای بسیار همراه هست و تا به بار بنشیند، کار اجرایی زیادی نیاز دارد.
وی با بیان اینکه برچسب لوازم خانگی، زمان بر و نیازمند فرهنگ سازی است. اعمال تعرفه ها، آسان نیست و دشواری های اجتماعی خودش را دارد، گفت: جداسازی آب نوشیدنی از بهداشتی نیز، فرایندی چند دهه ای است.
مختاری با بیان اینکه اکنون کلانشهرهای کشور دقیقا در همان گلوگاهی قرار گرفته اند که راهکارها، دو یا سه دهه از تنگناها و دشواری ها، باز مانده اند، گفت: دقیقا همان جایی که این داستان محیط زیستی به ما درس می دهد؛ “یک شعبده باز می تواند از آستین خود چند خرگوش یا کبوتر بیرون بیاورد ولی هرگز نمی تواند یک فیل و یا فیل های بزرگ و بزرگتر بیرون بیاورد”؛ وضعیت امروز کم آبی کلانشهرهای کشور، یادآور همان شعبده باز است، برای تهران کم آب نمی توان به طور معجزه آسا کاری کرد.
او ادامه داد: فقط می توان، ناامید نشد و از شهروندان خواست که مشارکت کافی را داشته باشند و اگر پیشتر آموزش و فرهنگ سازی کافی نشده است، بدانند با مشارکت شهروندان می توان دست کم ۳۰ درصد از مصرف آب شهری کاست.
به نظر میرسد اکنون این مشارکت از یک الزام و جبر طبیعت ناشی می شود، راهی که با فرهنگ سازی نپیمودیم، طبیعت به جبر به ما می آموزد و چنانچه بلندمرتبه سازی و شهرک سازی متوقف شود، می توان انتظار داشت شهروندان نیز به طور پایدار، با کاهش مصرف آب همراهی و همکاری کنند. توسعه، فرایند تکاملی و تدریجی است. باید دیدگاهایمان را اصلاح کنیم و نهادهای مدیریت آب و شهری نیز، همپای تغییر دیدگاه و نگرش شهروندان رشد مثبت و سازنده کنند.
ایسنا