احمدرضا علایی*
حمله اخیر به برخی تاسیسات انرژی و زیرساختهای صنعتی کشور، فارغ از ابعاد نظامی و امنیتی آن، یکبار دیگر توجهها را به موضوعی جلب کرد که در سالهای اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای صنایع راهبردی جهان تبدیل شده است؛ تابآوری.
در نگاه سنتی قدرت یک صنعت عمدتا با ظرفیت تولید آن سنجیده میشد. هرچه ظرفیت تولید بیشتر، سهم بازار بالاتر و هزینه تمامشده کمتر بود، آن صنعت از موقعیت رقابتی بهتری برخوردار محسوب میشد اما تجربه تحولات دو دهه اخیر نشان داده که در دنیای پرریسک امروز ظرفیت تولید تنها بخشی از معادله قدرت صنعتی است.
پرسش اصلی دیگر این نیست که یک مجتمع پتروشیمی، پالایشگاه یا شرکت بزرگ انرژی تا چه میزان توان تولید دارد، پرسش مهمتر آن است که اگر بخشی از این ظرفیت در اثر یک حادثه، بحران طبیعی، حمله سایبری، اختلال در زنجیره تامین یا حتی یک درگیری نظامی از دسترس خارج شود آن مجموعه تا چه اندازه قادر است فعالیت خود را حفظ، خسارت را مدیریت کند و در کوتاهترین زمان ممکن به شرایط عادی بازگردد. تفاوت میان صنایع موفق و ناموفق در بحرانها دقیقا از همین نقطه آغاز میشود.
نگاهی به تحولات سالهای اخیر نیز همین واقعیت را تایید میکند. از حمله به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستانسعودی گرفته تا هدف قرارگرفتن زیرساختهای انرژی در جنگ اوکراین و اختلالهای گسترده در شبکههای انتقال انرژی اروپا همگی یک پیام مشترک داشتهاند: زیرساختهای انرژی دیگر صرفا داراییهای اقتصادی نیستند بلکه آنها بخشی از قدرت راهبردی کشورها به شمار میروند.
در چنین شرایطی مفهوم تابآوری از یک واژه تخصصی مدیریتی فراتر رفته و به یکی از مولفههای اصلی رقابتپذیری صنعتی تبدیل شده است. تابآوری را نباید صرفا به معنای مقاومت در برابر بحران دانست؛ تابآوری در معنای واقعی خود، توانایی ادامه فعالیت در شرایط اختلال و بازگشت سریع به وضعیت پایدار است. به بیان دیگر یک صنعت تابآور صنعتی نیست که هرگز دچار مشکل نشود؛ صنعتی است که بتواند بحران را مدیریت، دامنه خسارت را محدود و مسیر بازگشت به تولید را کوتاهتر کند.
از این منظر صنعت پتروشیمی ایران جایگاه ویژهای دارد. این صنعت تنها یکی از منابع ارزآوری کشور نیست بلکه حلقهای کلیدی در زنجیره ارزش ملی محسوب میشود. صدها واحد تولیدی در صنایع پاییندستی به محصولات پتروشیمی وابستهاند و بخش مهمی از تجارت خارجی کشور نیز به عملکرد این صنعت گره خورده است. به همین دلیل هرگونه اختلال در این حوزه، فراتر از یک مساله صنعتی میتواند پیامدهای گسترده اقتصادی و حتی اجتماعی به همراه داشته باشد.
تابآوری اما چگونه ایجاد میشود؟ پاسخ این پرسش را نمیتوان تنها در استحکام فیزیکی تجهیزات یا افزایش لایههای حفاظتی جستوجو کرد. تجربه صنایع پیشرو جهان نشان میدهد تابآوری حاصل ترکیب چند عامل مکمل است؛ فناوری، دانش فنی، سرمایه انسانی، زنجیره تامین قابلاتکا و نظام تصمیمگیری کارآمد.
در میان این عوامل، فناوری در سالهای اخیر نقشی متفاوت و تعیینکننده پیدا کرده است. اگر در گذشته سرمایهگذاری فناورانه عمدتا با هدف افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها یا ارتقای کیفیت انجام میشد، امروز یک ماموریت جدید نیز به آن اضافه شده است؛ افزایش تابآوری.
سامانههای پایش هوشمند میتوانند نشانههای بروز اختلال را پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی کنند. فناوریهای تحلیل داده و هوشمصنوعی میتوانند الگوهای پنهان ریسک را آشکار کنند. مدلهای دوقلوی دیجیتال این امکان را فراهم میکنند که سناریوهای مختلف بحران پیش از وقوع شبیهسازی شوند و مدیران صنعتی بتوانند تصمیمهای دقیقتری اتخاذ کنند. سامانههای کنترل پیشرفته نیز قادرند از گسترش خسارت و سرایت اختلال به سایر بخشهای فرآیند جلوگیری کنند.
در کنار این موارد، توسعه فناوریهای بومی اهمیت دوچندانی پیدا میکند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که وابستگی به تامینکنندگان خارجی در شرایط بحران میتواند زمان بازیابی را بهشکل قابلتوجهی افزایش دهد. هرچه توان طراحی، ساخت، تعمیر و نگهداری تجهیزات و سامانههای راهبردی در داخل کشور تقویت شود، سرعت بازگشت به شرایط عادی نیز افزایش خواهد یافت.
البته فناوری بهتنهایی کافی نیست. هیچ سامانه هوشمندی بدون نیروی انسانی متخصص نمیتواند تابآوری ایجاد کند. تجربه بسیاری از بحرانهای صنعتی در جهان نشان داده که در لحظات بحرانی، دانش، تجربه و توان تصمیمگیری کارشناسان و مدیران است که مسیر عبور از بحران را هموار میکند. به همین دلیل سرمایهگذاری بر توسعه سرمایه انسانی، به همان اندازه سرمایهگذاری در تجهیزات و فناوری اهمیت دارد.
شاید مهمترین درس تحولات اخیر این باشد که تابآوری در زمان بحران ساخته نمیشود. تابآوری محصول تصمیمهایی است که سالها پیش از وقوع بحران گرفته شدهاند؛ تصمیم برای سرمایهگذاری در فناوری، توسعه توان داخلی، تقویت زنجیره تامین، تربیت نیروی انسانی و ایجاد زیرساختهای هوشمند.
به همین دلیل بسیاری از شرکتهای بزرگ انرژی در جهان، سرمایهگذاری فناورانه را نهصرفا یک برنامه توسعهای بلکه بخشی از راهبرد تداوم کسبوکار و حفظ مزیت رقابتی خود میدانند. واقعیت آن است که رقابت در صنعت انرژی و پتروشیمی در حال ورود به مرحلهای جدید است. اگر در دهههای گذشته رقابت بر سر افزایش ظرفیت تولید بود در دهه پیشرو رقابت بر سر توان حفظ تولید در شرایط اختلال خواهد بود.
در چنین فضایی، کشورها و شرکتهایی موفقتر خواهند بود که علاوهبر توسعه ظرفیتهای تولیدی، برای حفظ پایداری این ظرفیتها نیز برنامه داشته باشند زیرا در جهان امروز، قدرت صنعتی تنها با میزان تولید سنجیده نمیشود بلکه با توان ادامه تولید نیز سنجیده میشود.
*مدیرعامل صندوق پژوهش و فناوری غیردولتی سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی صنایع پتروشیمی خلیجفارس