عباس وفادار*
چهارشنبه هشتممهر ۱۴۰۵، بانک مرکزی در نخستین مرحله مداخله خود در بازار ارز، عرضه یکمیلیارد دلار را آغاز کرد و نرخ حدود ۲۵۸هزارتومان را برای فروش ارز اعلام کرد.
اصل مداخله بانک مرکزی در بازار ارز، باتوجه به نظام ارزی «شناور مدیریتشده»، امری طبیعی و قانونی است اما مساله مهم، نرخ و رویکرد این مداخله است.
در همان روز، در بازار فردوسی دلار حدود ۲۵۰ تا ۲۵۲هزارتومان خریداری و حدود ۲۵۶هزارتومان فروخته میشد بنابراین بانک مرکزی در شرایطی نرخ حدود ۲۵۸هزارتومان را برای فروش اعلام کرد که نرخ فروش بازار آزاد حدود ۲۵۶هزارتومان بود.
این تفاوت، هرچند در ظاهر فقط حدود ۲هزارتومان است، یک پرسش مهم ایجاد میکند؛ آیا هدف بانک مرکزی صرفا عرضه ارز و تامین نیاز بازار بوده یا ۲۵۸هزارتومان قرار است بهعنوان یک سطح قیمتی جدید و مبنای بازار پذیرفته شود؟
این دورویکرد متفاوت هستند؛ در اولی بانک مرکزی بازار را مدیریت میکند و در دومی ممکن است نرخ مداخله خود به لنگر انتظارات بازار تبدیل شود.
قانون چه میگوید؟
قانون بانک مرکزی «کمک به حفظ و ارتقای ارزش پول ملی» را از اهداف بانک مرکزی دانسته و خریدوفروش ارز را نیز با هدف مدیریت بازار و حفظ ارزش ذخایر بینالمللی در اختیار این بانک قرار داده است. ماده ۴۴ نیز نظام ارزی کشور را «شناور مدیریتشده» تعریف کرده و هدف مدیریت بازار ارز را در کنار حفظ ارزش پول ملی، کاهش نوسانات نرخ ارز قرار داده است.
پس اصل مداخله محل بحث نیست؛ سوال این است که آیا نرخ و شیوه این مداخله با همین اهداف قانونی سازگار است؟
اگر ۲۵۸هزارتومان نرخ پایه جدید باشد
برای سنجش پیامد احتمالی این نرخ، یک محاسبه ساده کافی است. در ماههای اخیر فاصله نرخ بازار آزاد با نرخ مرکز مبادله در مقاطعی بسیار بیشتر از ۲۰درصد بوده است اما حتی اگر محتاطانه فرض کنیم بازار آزاد فقط ۲۰درصد بالاتر از نرخ ۲۵۸هزارتومانی قرار گیرد و اگر ۲۵۸هزارتومان به نرخ پایه جدید تبدیل شود، حتی با حفظ تنها ۲۰درصد فاصله، نرخ بازار آزاد میتواند به حدود ۳۱۰هزارتومان برسد. در این چارچوب، ۳۰۰هزارتومان نیز سناریویی کاملا قابلتصور است.
این البته پیشبینی قیمت نیست؛ صرفا نشان میدهد پذیرش ۲۵۸هزارتومان بهعنوان نرخ پایه، حتی با شکافی بسیار کمتر از شکافهای اخیر، میتواند بازار را به محدوده ۳۰۰هزارتومان نزدیک کند.
بازار پس از مداخله چه کرد؟
رفتار بازار در چهارروز نخست نیز قابلتوجه است. چهارشنبه هشتممهر، دلار آزاد حدود ۲۵۵ تا ۲۵۶هزارتومان بود. پنجشنبه به حدود ۵/۲۵۸هزارتومان رسید؛ جمعه در معاملات پشتخطی از ۲۶۳هزارتومان عبور کرد و شنبه نیز در محدوده بالای ۲۶۱هزارتومان و در برخی گزارشها حدود ۲۶۳ تا ۲۶۷هزار تومان معامله شد بنابراین در فاصله روز آغاز مداخله تا شنبه، نرخ دلار نهتنها کاهش نیافت بلکه از محدوده ۲۵۵–۲۵۶هزار تومان به محدوده بالای ۲۶۳هزار تومان رسید یعنی حدود ۷ تا ۱۲هزارتومان افزایش. البته این افزایش را نمیتوان صرفا ناشی از مداخله بانک مرکزی دانست. عوامل دیگری نیز بر بازار ارز اثرگذارند اما یک واقعیت قابلمشاهده است؛ مداخله یکمیلیارد دلاری در نخستین چهارروز، هنوز نتوانسته است نرخ بازار را بهسمت پایین هدایت کند.
نتیجه؛ معیار موفقیت چیست؟
فروش یکمیلیارد دلار، یک عملیات است؛ موفقیت سیاست ارزی را باید با نتیجه آن سنجید. اگر مداخله باعث کاهش نوسان، آرام شدن بازار و حفظ ارزش پول ملی شود، میتوان گفت در جهت اهداف قانونی خود حرکت کرده اما اگر نرخ بازار پس از مداخله افزایش یابد و ۲۵۸هزارتومان بهجای سقف، به کف یا نقطه شروع یک سطح قیمتی بالاتر تبدیل شود، باید پرسید آیا این مداخله واقعا بازار را مدیریت کرده یا صرفا نرخ جدیدی را به بازار معرفی کرده است.
بنابراین پرسش اصلی همچنان پابرجاست:
اگر بانک مرکزی با نرخ ۲۵۸هزارتومان وارد بازار شده اما چندروز بعد دلار به محدوده ۲۶۳ تا ۲۶۷هزارتومان رسیده و با فرض تنها ۲۰درصد فاصله، نرخ حدود ۳۰۰هزارتومان نیز قابلتصور است، آیا این مداخله واقعا در جهت کاهش نوسان و حفظ ارزش پول ملی بوده است؟ یا بانک مرکزی، ناخواسته یا آگاهانه، بهجای مدیریت قیمت بازار، در حال تعیین نقطه شروع قیمت جدید آن است؟
* حسابدار رسمی و کارشناس رسمی دادگستری