پنج‌شنبه 28 خرداد 1405

چالش پیش روی مذاکرات ایران و آمریکا پس از تفاهم

حسن گلی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایلنا درباره مهم‌ترین چالش مذاکرات ایران و آمریکا پس از امضای یادداشت تفاهم گفت: اسرائیل اراده‌ای برای خروج از جنوب لبنان ندارد و آمریکا نیز به این مسئله توجه کرده است. این موضوع به یکی از چالش‌های جدی تبدیل خواهد شد.

به گزارش پایگاه خبری اکوبان، حسن گلی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل درباره ارزیابی خود از مفاد یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا مبنی بر خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، و خروج از زمین‌های اشغال‌شده در جنگ فعلی، علیرغم تداوم حملات اسرائیل به لبنان، گفت: وقتی به سوابق رژیم صهیونیستی نگاه کنیم و تجربیاتی که از چند دهه تقابل بین اسرائیل و حزب‌الله لبنان وجود دارد، مشخص می‌شود که اسرائیل حاضر به این کار نخواهد بود و همچنان تلاش خواهد کرد که ولو با فروکاستن از حملات خود در جنوب لبنان، هم به حملات تاکتیکی و در سطحی کاهش‌یافته ادامه دهد و هم بخش‌هایی از جنوب لبنان را که اشغال کرده، همچنان در اشغال خود نگه دارد. این موضوع را هم رفتارهای قبلی رژیم صهیونیستی تأیید می‌کند و هم وضعیتی که اکنون نتانیاهو در آن قرار دارد.

 

اسرائیل، روی کار بودن دولت سلام و جوزف عون را فرصتی می‌داند که به سادگی حاضر نیست از آن چشم‌پوشی کند

وی ادامه داد: اسرائیل اکنون دولت حاکم در لبنان و همسویی آن با اسرائیل ـ حداقل در مسئله خلع سلاح را یک فرصت طلایی می‌داند تا به خواسته دیرین خود، یعنی خلع سلاح حزب‌الله لبنان و در حقیقت فروپاشی این جنبش مردمی و نظامی قدرتمند، دست پیدا کند. ممکن است این دولت تغییر کند و در فضایی دیگر، دولتی مانند دولت‌های قبلی که با حزب‌الله همکاری می‌کردند و هیچ‌گاه در کنار اسرائیل برای خلع سلاح حزب‌الله قرار نمی‌گرفتند، بر سر کار بیاید و این فرصت از دست اسرائیل خارج شود. بنابراین اسرائیل، روی کار بودن دولت کنونی دولت آقای سلام و آقای جوزف عون را فرصتی می‌داند که به این سادگی حاضر نیست از آن چشم‌پوشی کند؛ زیرا می‌داند اگر از لبنان خارج شود، این امر به معنای تقویت حزب‌الله خواهد بود و طبیعتاً قدرت‌یابی و تقویت حزب‌الله، امکان خلع سلاح آن را که همین اکنون هم آرزویی برای اسرائیل و دولت لبنان است اما تحقق آن غیرممکن به نظر می‌رسد را دشوارتر خواهد کرد.

 

این کارشناس مسائل بین‌الملل تاکید کرد: اسرائیل از زمان جنگ با حماس و پس از طوفان‌الاقصی، به طور مستمر به ساکنان شهرک‌های شمالی فلسطین اشغالی وعده داده است که امنیت آنان را در آینده بیش از گذشته تأمین خواهد کرد و راه تحقق این وعده هم ایجاد منطقه حائل میان لبنان و نوار مرزی فلسطین اشغالی عنوان شده است. طبیعی است که این مسئله با خروج از لبنان سازگاری ندارد و خروج اسرائیل از لبنان به معنای بی‌اعتنایی به وعده‌هایی خواهد بود که حداقل دو سال است به ساکنان شهرک‌های یهودی‌نشین شمال فلسطین اشغالی داده می‌شود.

 

اگر اسرائیل بخواهد از لبنان خارج شود، در واقع این سیاست خود را نقض کرده است

گلی خاطرنشان کرد: این عوامل در واقع بخشی از سیاست‌های اعلامی نتانیاهو است مبنی بر اینکه همان‌گونه که با حماس رفتار کرده، با حزب‌الله هم رفتار خواهد کرد و توان نظامی آن را حتی اگر دولت لبنان موفق به خلع سلاح آن نشود از میان خواهد برد و به تعبیر خود، این نیروی نیابتی ایران در منطقه را از میان برخواهد داشت. اگر اسرائیل بخواهد از لبنان خارج شود، در واقع این سیاست خود را نقض کرده است. دلایل دیگری هم وجود دارد که نشان می‌دهد اسرائیل در حقیقت تمایلی ندارد و این اقدام با سیاست‌های کلان آن سازگاری ندارد که با حزب‌الله لبنان خاتمه دهد یا از جنوب لبنان خارج شود.

 

وی ادامه داد: آمریکا متوجه این موضوع است و اکنون در سطوحی شاهد هستیم که زمزمه‌هایی مطرح می‌شود مبنی بر اینکه احتمالاً جنگ اسرائیل و حزب‌الله لبنان ادامه پیدا کند و در عین حال توافق میان واشنگتن و ایران آسیب و خدشه‌ای نبیند. حتی آقای ترامپ هم این موضوع را مطرح کرده است که ممکن است جنگ در لبنان ادامه یابد اما توافق ما آسیب نبیند. وی در واقع این مسئله را کم‌اهمیت جلوه داده و گفته که جنگ حزب‌الله و اسرائیل در سطح محدودی جریان دارد و از اهمیت کمتری برخوردار است. همچنین در گفت‌وگویی که یکی از مقامات آمریکایی با شبکه «سی‌ان‌ان» داشته، اشاره شده است که در قرارداد میان آمریکا و ایران، الزامی برای خروج اسرائیل از لبنان پیش‌بینی نشده است.

 

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: اگر همه این موارد را در یک چارچوب مورد توجه و بررسی قرار دهیم، به این نتیجه می‌رسیم که هم اسرائیل اراده‌ای برای خروج از جنوب لبنان ندارد و حتی اراده‌ای برای پایان دادن به این فرسایش و جنگ با حزب‌الله ندارد و هم اینکه آمریکا به این مسئله توجه کرده و می‌داند که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. اما از آنجا که آمریکا خود در معرض فشارهای شدید اقتصادی و سیاسی قرار داشت، ناچار شده است فعلاً با این شرط ایران مبنی بر اینکه این موضوع یکی از گزینه‌ها و از الزامات اصول توافق باشد همراهی کند تا ببیند در ادامه چه وضعیتی پیش می‌آید و امیدوار است در روند مذاکرات و پس از امضای آن تفاهم اولیه بتواند ایران را به عقب‌نشینی از این شرط که شرط مهم ایران است وادار کند؛ بنابراین ما شاهد شکل‌گیری یک تقابل جدی میان دو اراده ایران و آمریکا خواهیم بود.

 

آمریکا در شرایط کنونی به‌شدت نیاز داشت تا به یک تفاهم و آغاز مذاکرات جدی با ایران دست پیدا کند

گلی خاطرنشان کرد: آمریکا در شرایط کنونی به‌شدت نیاز داشت تا به یک تفاهم و آغاز مذاکرات جدی با ایران دست پیدا کند؛ زیرا هم تحت فشارهای اقتصادی ناشی از بسته شدن و شرایط خاص تنگه هرمز قرار داشت و هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا با فشارهای سیاسی روبه‌رو بود. اندیشمندان و نظریه‌پردازان برجسته علوم سیاسی و روابط بین‌الملل عملا و آشکارا آقای ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، را به ناتوانی، ناآگاهی و شکست در مقابله با ایران متهم می‌کردند. این موارد برای رئیس‌جمهور مستقر در جامعه آمریکا هشدارهای مطلوبی محسوب نمی‌شود. کاهش محبوبیت وی که طبق آخرین نظرسنجی‌ها به‌شدت در حال افت بود، در مجموع باعث شد آمریکا تلاش کند این تفاهم را به هر شکل و با هر هزینه‌ای با ایران منعقد کند و تصمیم بگیرد آن را امضا کند تا پس از آن، در فضایی فرسایشی، شاید بخواهد برخی امتیازات را به ایران بدهد و در مقابل ایران را وادار به عقب‌نشینی از برخی امتیازات دیگر کند.

 

وی گفت: با توجه به سیاست اصولی ایران در خصوص جبهه مقاومت که از آن تحت عنوان «وحدت ساحات» یاد می‌کند و اهمیتی که اساسا هر یک از این بخش‌های جبهه مقاومت دارند، به نظر می‌رسد که ایران نه‌تنها از منظر نگاه ایدئولوژیک و وظیفه انسانی و اسلامی که در قبال گروه‌های مقاومت دارد، بلکه حتی از منظر رئالیستی و حفظ امنیت خود نیز مجبور و ملزم به دفاع از جنبش‌های مقاومت و به‌ویژه حزب‌الله لبنان است. بنابراین تصور من این است که این موضوع به یکی از چالش‌های جدی تبدیل خواهد شد؛ اگرچه این تفاهم‌نامه امضا شده، اما در طول مذاکراتی که ۶۰ روز برای آن پیش‌بینی شده و قابل تمدید نیز هست، این مسئله به یکی از عوامل اصلی برای به نتیجه نرسیدن کامل مذاکرات تبدیل خواهد شد و به نظر می‌رسد آقای ترامپ نه اراده و نه امکان تحمیل نظر خود به رژیم صهیونیستی را خواهد داشت؛ زیرا رژیم صهیونیستی با توجه به شرایطی که نخست‌وزیر این رژیم با آن مواجه است و همچنین چند ماه آینده انتخابات سراسری اسرائیل را در پیش دارد. از این رو آنان نیز تلاش می‌کنند شرایط را به‌گونه‌ای مهندسی کنند که امکان انتخاب مجدد خود و تداوم حیات سیاسی‌شان برایشان فراهم باشد. بنابراین مسئله حزب‌الله لبنان و این پیش‌شرطی که جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده است، یک چالش جدی خواهد بود.

 

آمریکا در پی معرفی راه‌های آلترناتیو به رژیم صهیونیستی برای مقابله با حزب الله است

این کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: آنچه به نظر می‌رسد این است که مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی، فارغ از شرایط داخلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، با صلابت همچنان بر این شرط اصولی که ضامن امنیت هم برای جمهوری اسلامی ایران و هم برای جبهه مقاومت است پایبند باشند و از آن کوتاه نیایند. البته آمریکا در پی معرفی راه‌های جایگزین و آلترناتیو به رژیم صهیونیستی نیز است. به‌طور مشخص، آنان نیز در فضای رسانه‌ای مطرح کرده‌اند که اسرائیل مسئولیت مقابله، مهار و کنترل حزب‌الله لبنان را به دولت سوریه، یعنی آقای جولانی، واگذار کند.

 

گلی گفت: این راه‌حلی است که آمریکا برای مدیریت مسائل داخلی خود و اسرائیل مطرح کرده است. طبیعتاً حتی اگر اسرائیل نیز بخواهد با آن کنار بیاید، دولت جولانی علیرغم برخورداری از حمایت کشورهایی مانند ترکیه، به‌هیچ‌وجه امکان مهار نظامی حزب‌الله لبنان را نخواهد داشت. در نهایت، جولانی و دولت سوریه، یعنی نظام سیاسی کنونی سوریه، تنها می‌توانند با توجه به نوار مرزی مشترکی که با لبنان دارند، مانع برخی حمایت‌های لجستیکی از حزب‌الله لبنان شوند.

 

وی ادامه داد: این نیز اتفاقی است که در واقع طی دو سال گذشته رخ داده و عملاً جولانی و نظام سیاسی حاکم بر سوریه بیش از این اقدامی نمی‌توانند انجام دهند؛ زیرا از یک سو ترکیه علاقه‌مند نیست که به واسطه درگیر شدن جولانی در این مسئله، روابطش با ایران بار دیگر تحت تأثیر قرار گیرد، و از سوی دیگر اساساً وضعیت نظامی دولت مستقر در سوریه چنین اجازه‌ای را به آنان نمی‌دهد که بخواهند به نیابت از رژیم صهیونیستی حزب‌الله لبنان را مهار و کنترل کنند.

 

روابط ما با کشورهای حوزه خلیج فارس حتی پیش از جنگ اخیر همم چندان مستحکم نبود

گلی در بخش دیگری از صحبت های خود درباره روابط ایران بعد با کشورهای حوزه خلیج فارس گفت: واقعیت آن است که روابط ما با کشورهای حوزه خلیج فارس حتی پیش از جنگ اخیر نیز چندان مستحکم و مطابق میل هیئت حاکمه جمهوری اسلامی ایران نبود. جمهوری اسلامی در چارچوب سیاستی که داشته و همچنان دارد، مبنی بر گسترش روابط همه‌جانبه با کشورهای پیرامونی و کشورهای مسلمان، علاقه‌مند بوده و آمادگی داشته است که حتی پیش از آغاز جنگ نهم اسفند نیز روابط خود با کشورهای حوزه خلیج فارس را چندین برابر سطح موجود افزایش دهد. اما کشورهای حاشیه خلیج فارس از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله سیاست‌های ایران‌ستیزی آمریکا و نفوذ این کشور در ساختارهای سیاسی آنان، چندان علاقه‌مند به تحکیم و برقراری روابط مستحکم و راهبردی با جمهوری اسلامی ایران نبوده‌اند.

 

وی گفت: آنها در سطحی از روابط که ناگزیر بودند با جمهوری اسلامی ایران ارتباطاتی داشتند و در حوزه مباحث سیاسی نیز هر از گاهی، در قالب برگزاری اتحادیه کشورهای حوزه خلیج فارس، ادعاهای سرزمینی امارات علیه ایران مطرح می‌شد و کشورهای این حوزه از آنها پشتیبانی می‌کردند. لذا که پیش از جنگ نهم اسفند، ما روابط آنچنان محکمی، حداقل در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و نظامی، با این کشورها نداشتیم. در بخشی از روابط اقتصادی، در سطح دولتی یا بخش خصوصی، ارتباطاتی برقرار بود؛ اما اینکه اکنون روابط چگونه خواهد بود، به نظر من شاید در کوتاه‌مدت چنین نباشد، اما در میان‌مدت شناخت این کشورها از توانمندی‌ها و قدرت جمهوری اسلامی ایران واقع‌بینانه‌تر شده است.

 

این کارشناس مسائل بین الملل تاکید کرد: این حصول شناخت واقعی نسبت به قدرت و توانمندی‌های جمهوری اسلامی ایران، آنها را به برقراری روابط مستحکم با ایران راغب خواهد کرد. از سوی دیگر، ناکارآمدی سیاست قبلی این دولت‌ها، مبنی بر وابستگی مطلق ـ حداقل در حوزه‌های امنیتی ـ به آمریکا نیز برایشان مسجل شده است. بنابراین تلاش خواهند کرد ضمن حفظ بخشی و سطحی از روابط خود با آمریکا، از آن وابستگی مطلق به سیاست‌های آمریکایی خارج شوند.

 

گلی تصریح کرد: بر این اساس، پیش‌بینی من این است که علیرغم اینکه می‌توان استدلال کرد نوعی ناراحتی و کدورت میان کشورهای حوزه خلیج فارس و ایران به‌صورت طبیعی ایجاد شده و آنان ناخرسندی خود را نیز کتمان نمی‌کنند، اما از سوی دیگر واقعیت‌های ژئوپولیتیک ایران را بهتر درک کرده‌اند. آنان قدرت سیاسی ایران را بهتر متوجه شده‌اند، سیاست‌های امنیتی ایران و خدشه‌ناپذیری آنها را بهتر درک کرده‌اند و با توجه به اینکه آنان نیز متعلق به این منطقه هستند، بنابراین تلاش خواهند کرد برای آینده بلندمدت خود سیاست‌های واقع‌بینانه‌تری ترسیم کنند.طبیعتاً بخشی از این سیاست‌های واقع‌بینانه، برقراری روابط دوجانبه و چندجانبه منطقه‌ای محکم‌تر و جامع‌تر با جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

ایلنا

لینک کوتاه خبر: https://ecobannews.com/eh7v
Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − پنج =

ویـــژه اکـوبان

آخرین اخبار اکوبان

پر بازدید ترین اخبار اکوبان

مطالب مشابه در اکوبان