منصور بیطرف*
در واقع این شایعات پس از آن صورت گرفت که گمانههایی از اختلاف میان ترامپ و گابارد دیده شد، به ویژه در مورد ایران. این گمانهها از زمانی زده شد که تولسی گابارد در جلسه « ارزیابی سالانه تهدیدهای جهانی » و نیز کمیته اطلاعاتی سنا و کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان که ماه مارس امسال – ۲۰۲۶ – برگزار شده بود اظهار کرد که ایران برنامه سلاح هستهای فعال ندارد. در واقع این سخنان در زمان حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به بهانه خطر سلاح هستهای، گفته شده بود. گابارد، ماه مارس سال ۲۰۲۵ هم که همزمان با آغاز شروع به کار او در اداره اطلاعات ملی آمریکا بود، گفته بود که ایران در حال ساخت سلاح هستهای نیست اما ذخایر اورانیوم غنی شده دارد. همین اظهارنظر، جرقه اختلاف دیدگاه او و ترامپ در خصوص برنامه هستهای ایران را زد. به طوری که نشانههای تنش گابارد با کاخ سفید به گفته رویترز از همان زمان آشکار شد. که ترامپ در ماه ژوئن سال گذشته میلادی – در واقع پس از جنگ ۱۲ روزه – گفته بود:« ارزیابی تولسی گابارد مبنی بر اینکه هیچ مدرکی دال بر ساخت سلاح هستهای توسط ایران وجود ندارد، اشتباه بوده است.»
در سال جاری میلادی هم این نقاط افتراق در خصوص برنامههای هستهای ایران عمیقتر شد و این شکاف پس از حمله به ایران هم بیشتر شد. شاید به همین خاطر بود که ترامپ حدود ۱۰ روز بعد از جلسه استماع گابارد در مجلس نمایندگان در گفتوگو با خبرنگاران باز به اختلافنظرهایی میان دستیاران ارشد خود درباره نحوه برخورد با ایران اشاره کرد و گفت که رئیس اطلاعات ملی او، تولسی گابارد، در موضوع مهار جاهطلبیهای هستهای تهران «نرمتر » از اوست.
آن طور که رسانهها گزارش دادهاند گابارد عملا طی چند ماه گذشته از مذاکرات میان ترامپ و مشاوران ارشد امنیت ملیاش درباره مسائل عمده سیاست خارجی ــ از جمله عملیات نظامی آمریکا که به برکناری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور پیشین ونزوئلا، انجامید، جنگ ایران و موضوع کوبا ــ کنار گذاشته شده بود. در همین ارتباط هم منبعی آگاه به خبرگزاری رویترز گفته بود که: «گابارد توسط کاخ سفید کنار گذاشته شد. کاخ سفید مدتی طولانی از او ناراضی بود.»
گابارد را بعد از جو کنت، مدیر سابق ضد تروریسم اداره امنیت ملی آمریکا، را میتوان دومین قربانی جنگ با ایران دانست. جو کنت حدود دو روز قبل از استماع گابارد در مجلس نمایندگان در خصوص جنگ با ایران، استعفای خود را از طریق شبکههای اجتماعی اعلام کرد. او در شبکه ایکس نوشت: «من با وجدان آسوده نمیتوانم از جنگ جاری علیه ایران حمایت کنم. ایران تهدید فوریای علیه کشور ما ایجاد نکرده بود، و روشن است که ما این جنگ را تحت فشار اسرائیل و لابی قدرتمند آمریکاییِ آن آغاز کردیم.»
به نظر میآید که جنگ ایران برای ترامپ تبدیل به یک موضوع حیثیتی شده و این سوژه رسانهها شده است، به طوری که روزی نیست یکی از رسانهها به این موضوع نپردازند و این سوال را طرح نکنند که « بازنده این جنگ کیست ؟» برای مثال روز شنبه، خبرگزاری رویترز در تحلیلی که مدت ۱۰ ساعت عنوان «یک» سایت این خبرگزاری بود این تیتر را داشت:« سه ماه بعد، آیا ترامپ دارد جنگ با ایران را میبازد؟» تحلیل رویترز عملا روی این محورها متمرکز بود که ترامپ هر چند به برخی زیرساختها و توان نظامی ایران توانست ضربه بزند، حملات هوایی گسترده انجام دهد و فشار اقتصادی و دریایی سنگینی وارد کند؛ اما اهداف اصلی جنگ هنوز محقق نشدهاند: حکومت ایران سقوط نکرده و همچنان انسجام خود را حفظ کرده، ایران هنوز بر تنگه هرمز اثرگذاری دارد، برنامه هستهای ایران کاملا متوقف نشده، نیروهای منطقهای همسو با ایران همچنان فعال هستند و تهران حاضر نشده تسلیم کاملِ خواستههای واشنگتن شود.
رویترز همچنین تاکید کرده بود که مشکل ترامپ فقط میدان جنگ نیست، بلکه «تبدیل پیروزی نظامی به پیروزی سیاسی » است. اتفاقی که ترامپ در آن شکست خورده و آن را بنا به گفته آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین خاورمیانه در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، برای ترامپ تبدیل به یک شکست راهبردی کرده است. زیرا «سه ماه از آغاز جنگ گذشته و به نظر میرسد جنگی که قرار بود برای ترامپ یک یورش کوتاهمدت و آسان باشد، دارد به یک شکست راهبردی بلندمدت تبدیل میشود.» کسی چه میداند، شاید قربانی بعدی جنگ ایران، خود ترامپ باشد! چون جنگی که قرار بود نمایش قدرت ترامپ باشد، ممکن است به مهمترین بحران سیاسی دوره دوم ریاستجمهوری او تبدیل شود.
*روزنامهنگار
دنیای اقتصاد