به گزارش اکوبان، انرژی نقشی چندوجهی در توسعه صنعتی ایفا میکند و نمی توان این نقش را بی تاثیر دانست.
هیچ واحد صنعتی بدون دسترسی پایدار به برق و گاز نمی تواند به فعالیت خود ادامه دهد. قطعی های مکرر انرژی به معنای توقف تولید، از دست رفتن سفارش ها و کاهش اعتماد مشتریان داخلی و خارجی است.
در صنایع انرژی بر مانند فولاد، سیمان، آلومینیوم و پتروشیمی، هزینه انرژی بخش قابل توجهی از قیمت تمام شده محصول را تشکیل می دهد. دسترسی به انرژی پایدار و ارزان می تواند مزیت رقابتی این صنایع در بازارهای جهانی را حفظ کند.
صنایع نوین از جمله فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، تولید تجهیزات پیشرفته و حتی کشاورزی صنعتی، همگی نیازمند زیرساخت انرژی با کیفیت بالا هستند. هرگونه اختلال در این زیرساخت ها، مانع شکل گیری زیست بوم نوآوری می شود.
پایداری انرژی نه تنها به رشد صنعت کمک می کند بلکه بر اشتغال، ثبات اجتماعی و رفاه عمومی جامعه نیز اثرگذار است. کمبود انرژی منجر به تعطیلی واحدهای صنعتی و بیکاری کارگران خواهد شد که پیامدهای اجتماعی گستردهای دارد.
ناترازی انرژی در ایران عمدتاً در دو بخش برق و گاز نمود پیدا کرده است. دلایل اصلی این ناترازی را میتوان در چند محور خلاصه کرد. در گام اول این بحران به دلیل رشد سریع مصرف داخلی است.
به دلیل سیاست های نادرست یارانهای، انرژی در ایران بسیار ارزان تر از قیمت واقعی عرضه می شود. این موضوع باعث افزایش بی رویه مصرف در بخش خانگی و تجاری شده و سهم صنعت از انرژی کاهش یافته است.
از سویی دیگر در سال های اخیر سرمایه گذاری کافی در توسعه نیروگاه ها، خطوط انتقال و شبکه گاز صورت نگرفته است. فرسودگی تجهیزات و کمبود سرمایه موجب کاهش ظرفیت تولید و انتقال انرژی شده است. همچنین شدت مصرف انرژی در ایران چند برابر متوسط جهانی است. صنایع کشور به دلیل فناوری قدیمی و ماشین آلات فرسوده، انرژی زیادی مصرف می کنند و بهره وری پایینی دارند.
اما تغییرات اقلیمی و فصلی نیز به تاثیر نیست. در تابستان با افزایش مصرف برق خانگی به دلیل کولرها و در زمستان با افزایش مصرف گاز برای گرمایش، بخش صنعت دچار کمبود انرژی میشود.
از سویی دیگر نبود هماهنگی میان وزارت صمت، نیرو، نفت و سازمان برنامه در زمینه مدیریت عرضه و تقاضای انرژی، منجر به تصمیمات مقطعی و غیرکارآمد شده است.
اما این ناترازی پیامدهای زیادی به همراه دارد. به عنوان مثال به صورت مستقیم برآورد ۲۰۰ همت خسارت تنها در نیمسال اول ۱۴۰۴ نشان دهنده حجم سنگین زیان صنایع است. همچنین صنایع انرژی بر به دلیل قطعی ها قادر به تولید پایدار نیستند و قراردادهای صادراتی خود را از دست می دهند.در کنا راین موارد سرمایه گذاران داخلی و خارجی از ورود به بخش صنعت به دلیل بی ثباتی انرژی اجتناب می کنند و در نهایت نبود زیرساخت انرژی پایدار، فعالیت استارتاپ ها و صنایع پیشرفته را مختل می کند.
البته برای حل بحران ناترازی انرژی، مجموعه ای از اقدامات کوتاه مدت و بلندمدت لازم است. به عنوان مثال با واقعی سازی تدریجی قیمت انرژی و هدفمند سازی یارانه ها، یکی از گام های ضروری است. البته این کار باید با ملاحظات اجتماعی همراه باشد تا فشار بر اقشار کمدرآمد کاهش یابد. همچنین باید توسعه نیروگاه های جدید به ویژه نیروگاه های سیکل ترکیبی، انرژی های تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی) و ارتقای شبکه انتقال گاز و برق ضروری است. جذب سرمایه گذاری خارجی و استفاده از ابزارهای تأمین مالی نوین مانند اوراق سبز می تواند در این مسیر کمک کند.
نوسازی ماشینآلات نیز از اقدامات دیگر است ،چراکه استفاده از فناوری های کم مصرف، دیجیتالیکردن فرآیند های تولید و بهره گیری از هوش مصنوعی برای مدیریت مصرف انرژی، راهکارهایی اساسی هستند. وزارت صمت می تواند با اعطای تسهیلات و مشوق ها، صنایع را به سمت بهینه سازی سوق دهد.
تکیه صرف بر نفت و گاز، خطرپذیری بالایی دارد. توسعه انرژیهای نو و حتی بررسی ظرفیت انرژی هستهای صلحآمیز برای تولید برق، میتواند تنوع و امنیت بیشتری ایجاد کند.
اما موضوع مهم دیگر یکپارچه سازی حکمرانی انرژی است. ایجاد نهادی فرابخشی برای هماهنگی میان وزارتخانه های مرتبط و بخش خصوصی در حوزه انرژی، می تواند از تصمیمات جزیره ای جلوگیری کند.
بحران ناترازی انرژی امروز به یکی از مهم ترین چالش های توسعه صنعتی ایران بدل شده است. زیان ۲۰۰ همتی در نیم سال نخست نشان می دهد که ادامه این وضعیت می تواند بخش
صنعت کشور را فلج کند و اهداف برنامه های توسعه ای را ناکام بگذارد. با این حال، این بحران فرصتی برای بازنگری در سیاست های انرژی و حرکت به سمت اصلاحات ساختاری نیز است.
اگر دولت و بخش خصوصی با رویکردی واقع بینانه و مبتنی بر نوآوری وارد عمل شوند، می توان از دل این بحران، مسیری برای ارتقای بهره وری، توسعه انرژی های نو و تقویت رقابت پذیری صنایع ایرانی ترسیم کرد. انرژی به عنوان زیربنای توسعه، اگر بهدرستی مدیریت شود، نه تنها مانع پیشرفت نخواهد بود بلکه می تواند موتور محرک جهش صنعتی ایران در دهه آینده باشد.