به گزارش پایگاه خبری اکوبان پس از گذشت ۸۸ روز، یا به عبارتی ۲۱۱۲ساعت خاموشی، اتصال ایرانیان به اینترنت بینالملل دوباره امکانپذیر شد. اینترنت به زندگی مردم بازگشته اما نه با ثبات، نه با کیفیت و نه حتی با اطمینان. ایران در حالی یکی از طولانیترین و گستردهترین اختلالهای ارتباطی تاریخ را در جهان پشتسر گذاشت که همچنان این شبکه با ناپایداری، کندی و اختلالهای گسترده مواجه است. در چنین شرایطی مسوولان حکومتی از مردم میخواهند برای بازگشت اینترنت به وضعیت عادی «صبور باشند» و قطعی طولانیمدت را عامل زمانبر شدن این روند میدانند. با این حال پس از نزدیک به سهماه خاموشی، حالا برای بخشی از جامعه حتی بازگشت همین اینترنت فیلتر شده و محدود نیز به وضعیتی قابل تحملتر از قطع کامل ارتباط تبدیل شده است؛ مردمی که در ماههای گذشته، طعم حذف کامل از جهان آنلاین را تجربه کردهاند.
با این حال همین اینترنت نیمهجان هم مخالفان زیادی دارد. برخی جریانها در داخل کشور که در تمام مدت خاموشی، با اینترنت پرو سیمکارتسفید آنلاین بودند، حالا مخالفت خود را با بازگشت اینترنت پنهان نمیکنند.
همانهایی که در روزهای قطع ارتباط، برای مردمی که از جهان آنلاین حذف شده بودند نسخه صبر میپیچیدند. دولت وعده داده اینترنت به وضعیت پیش از دیماه تلخ۱۴۰۴ بازخواهد گشت؛ وعدهای که تجربه این روزهای کاربران، فاصله معنادار آن با واقعیت را نشان میدهد. با این حال نگرانی اصلی همچنان پابرجاست، اینک با بازگشت دوباره تنشها، بار دیگر پای مسوولان روی گلوی اینترنت برود و اتصال ناپایدار و نصفهونیمه، دوباره به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شود.
روایت خاموشی
در روزهایی که چراغ مودمها خاموش بود، تجربه کاربران از این فضای کلافهکننده، ابعاد دیگری از بحران را آشکار میکند؛ کاربرانی که هر کدام بهشکلی متفاوت، خاموشی را تجربه کردهاند.
سوسن مادری است که دختر و نوههایش در خارج از کشور زندگی میکنند. او میگوید پیش از قطعی اینترنت، روزانه دو تا سه بار به صورت تصویری با آنها صحبت میکرد اما خاموشی ۸۸ روزه اینترنت، این ارتباط را برای هفتهها از بین برد. وی به «جهانصنعت» میگوید: دوران سختی بود. فکرش را بکنید، بعد از نزدیک سه ماه تازه توانستم دوباره با آنها تماس تصویری بگیرم اما کندی اینترنت اجازه نداد بیشتر از چند دقیقه صحبت کنیم. هنوز هم میترسم دوباره اینترنت قطع شود و از بچههایم بیخبر بمانم.
امیر دانشجویی که این روزها کلاسهایش به صورت مجازی برگزار میشود نیز از تجربه روزهای قطعی اینترنت میگوید. او به «جهانصنعت» توضیح داد: در این مدت تازه فهمیدیم اینترنت داخلی و شبکه ملی چقدر ناکارآمد است. اوایل هفته گذشته امتحان داشتیم اما به خاطر کندی شدید اینترنت نتوانستم وارد سامانه دانشگاه شوم و هفت نمره را از دست دادم. استاد هم این مساله را قبول نکرد. الان نزدیک امتحانات پایان ترم هستیم و مدام ترس این را دارم که اگر دوباره تنشی پیش بیاید، اینترنت را قطع کنند و آینده ما تحتتاثیر قرار بگیرد.
متین صاحب یک کسبوکار اینترنتی، از خسارتهای اقتصادی این خاموشی طولانیمدت به «جهانصنعت» گفت: سه ماه است حتی یک قلم جنس هم نتوانستهام بفروشم. برای گذر از این وضعیت مجبور شدیم طلای همسرم را بفروشیم.
مدام از حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده حرف میزنند اما ما چیزی ندیدهایم. فقط از آنها میخواهم هر اتفاقی میافتد، کلید خاموشی اینترنت را فشار ندهند. خیلیها از همین فضا نان درمیآورند. این چه سیاستی است که تا هرچه میشود، ارتباط را قطع میکنند؟! الان هم که اتصال برقرار شده، به قدری کند و ناپایدار است که آدم را کلافه میکند.
عدم اعتماد به مردم
امانالله قراییمقدم، جامعهشناس با بیان اینکه قطعی اینترنت نشاندهنده این است که دولت و حاکمیت به مردم اعتمادی ندارند به «جهانصنعت» گفت: بزرگترین آسیبی که این اتفاق به جامعه وارد میکند، ضربه به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است. این وضعیت به مردم نشان میدهد که میان حاکمیت و جامعه، اعتماد متقابل تضعیف شده است. ما دو نوع اعتماد داریم؛ اعتماد افقی میان مردم و اعتماد عمودی میان مردم و حاکمیت. زمانی که مردم احساس کنند به آنها اعتماد نمیشود، اعتماد آنها به ساختار حکمرانی نیز کاهش پیدا میکند و این مساله مستقیما سرمایه اجتماعی را هدف قرار میدهد. اگر سرمایه اجتماعی تضعیف شود، کارایی سایر سرمایهها نیز کاهش پیدا میکند و جامعه با تنزل همبستگی، کاهش مشارکت و افزایش نارضایتی مواجه خواهد شد. وی افزود: در شرایط فعلی بازگشت اینترنت هرچند محدود و ناپایدار، تا حدی باعث ایجاد امیدواری در جامعه شده است اما کافی نیست. بخش بزرگی از مردم، معیشت و زندگی روزمرهشان به اینترنت وابسته شده و قطع طولانیمدت آن، علاوه بر خسارت اقتصادی، احساس ناامنی و بیثباتی را نیز افزایش داده است. هزاران کسبوکار، دانشجو، خبرنگار و فعال اقتصادی از این وضعیت آسیب دیدهاند.
سطح بالای فشار اجتماعی و اقتصادی
این جامعهشناس همچنین درباره تداوم اضطراب و بیاعتمادی در جامعه پس از بازگشت اینترنت گفت: جامعه همچنان در وضعیت نااطمینانی به سر میبرد. مردم نمیدانند فردا چه اتفاقی رخ خواهد داد. نگرانی اقتصادی، تورم، جنگ و بیثباتی باعث شده احساس دلهره و ناامنی در جامعه افزایش پیدا کند. وقتی امید به آینده کاهش پیدا میکند، پیامدهایی مانند افزایش نارضایتی اجتماعی، مهاجرت و فرار مغزها نیز تشدید میشود.
قراییمقدم درباره حس مردم نسبت به بازگشت اینترنت فیلترشده نیز تصریح کرد: اینکه امروز بخشی از جامعه حتی از بازگشت اینترنت محدود و فیلترشده نیز احساس رضایت میکند، نشاندهنده سطح بالای فشار اجتماعی و اقتصادی در جامعه است. بسیاری از مردم معیشت خود را از طریق اینترنت تامین میکنند و طبیعی است که بازگشت هرچند ناقص این فضا، برای آنها نوعی دلگرمی ایجاد کند. با این حال برای بازسازی اعتماد عمومی، لازم است حاکمیت نشان دهد که مردم را از خود میداند.
اینترنت؛ حق یا امتیاز
علی نجفیتوانا، حقوقدان نیز در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره ابعاد حقوقی قطعی گسترده اینترنت اظهار کرد: دسترسی به اطلاعات و ابزارهای اطلاعرسانی، امروز به یکی از حقوق اساسی شهروندان تبدیل شده است. هرچند بسیاری از قوانین اساسی دنیا در زمانی تدوین شدهاند که فناوریهای نوین ارتباطی مانند اینترنت وجود نداشت اما حق دسترسی آزاد به اطلاعات، ارتباطات و ابزارهای اطلاعرسانی، بهصراحت در قوانین اساسی و اصول حقوق بشری مورد تاکید قرار گرفته است.
وی افزود: اینترنت امروز صرفا یک ابزار رفاهی یا تفننی نیست بلکه به بخشی از زندگی روزمره، آموزش، اقتصاد، فعالیتهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مردم تبدیل شده است. بنابراین محروم کردن شهروندان از دسترسی به این فضا، در عمل محروم کردن آنها از بخشی از حقوق اساسیشان محسوب میشود و حاکمیت در این زمینه موظف به پاسخگویی است.
نقض حقوق مردم
نجفیتوانا با اشاره به خلأهای قانونی در این زمینه تصریح کرد: هرچند در قانون اساسی و برخی قوانین، به حقوق اساسی مردم اشاره شده اما سازوکار مشخص و موثری برای پیگیری حقوقی و الزام نهادهای حاکمیتی به پاسخگویی در موضوع قطعی اینترنت وجود ندارد.
با این حال در چارچوب اصول حقوق شهروندی و ماده۵۷۰ قانون مجازات اسلامی، محروم کردن مردم از حقوق اساسی میتواند محل بحث و پیگیری حقوقی باشد.
البته در همه کشورهای دنیا در شرایط خاص و برای حفظ امنیت ملی یا جلوگیری از برخی تهدیدها، امکان نظارت قانونی بر فضای مجازی وجود دارد اما این نظارت نباید به محرومیت گسترده و فراگیر مردم از اینترنت منجر شود.
آنچه در این مدت رخ داد، صرفا محدودسازی نبود بلکه بهنوعی قطع شاهرگ ارتباطی و اطلاعرسانی کشور محسوب میشد که خسارتهای اقتصادی، علمی، فرهنگی و حتی روانی گستردهای برای جامعه به همراه داشت.
محرومیت جامعه از حق خود
این حقوقدان همچنین به مساله «اینترنت طبقاتی» اشاره کرد و گفت: یکی از مسائل نگرانکننده در این دوره، فراهم بودن امکان دسترسی برای برخی نهادها، افراد خاص یا دارندگان اینترنتهای ویژه بود؛ موضوعی که نوعی تبعیض آشکار میان شهروندان ایجاد کرد. تقسیم جامعه به برخورداران از اینترنت آزاد و مردم عادی، اقدامی تبعیضآلود و مغایر با اصول برابری و حقوق شهروندی است.
اینکه جامعه پس از هفتهها خاموشی، حالا از بازگشت اینترنت محدود و فیلترشده احساس رضایت میکند، نشاندهنده عمق فشار اجتماعی و محرومیتی است که مردم در این مدت تجربه کردهاند. امروز اینترنت برای بسیاری از مردم، بخشی از زندگی عادی، کار، آموزش و ارتباطات روزمره محسوب میشود و محرومیت از آن، مشابه محرومیت از سایر حقوق اساسی شهروندی است. در صورتی که شهروندان بهدلیل قطع گسترده اینترنت دچار خسارتهای مادی یا معنوی شده باشند، از منظر حقوقی دولت موظف به جبران این خسارتهاست چراکه دسترسی به اینترنت و گردش آزاد اطلاعات، دیگر یک امتیاز نیست بلکه بخشی از حقوق بنیادین مردم به شمار میرود.
ترس دائمی از قطعی چهارباره!
آنچه این روزها مردم بهویژه صاحبان کسبوکارهای اینترنتی را نگران کرده، احتمال تکرار خاموشی و قطع دوباره اینترنت است؛ نگرانیای که در سایه فضای مبهم «نه جنگ، نه صلح» بیش از هر زمان دیگری قابل لمس به نظر میرسد. مردمی که در این ماهها، طعم حذف از جهان آنلاین را چشیدهاند و بسیاری از آنها معیشت، آموزش و ارتباطات روزمرهشان به این فضا گره خورده، طبیعی است که نسبت به تکرار چنین تجربهای نگران و معترض باشند.
تجربه ماههای گذشته نشان داد که در مواجهه با بحرانها، همچنان نخستین واکنش سیاستگذاران، محدودسازی و قطع شریان ارتباطی و اطلاعاتی کشور است؛ تصمیمی که بدون توجه کافی به تبعات اقتصادی، اجتماعی و روانی آن اتخاذ میشود و نشان میدهد که تصمیمگیران از خلاقیت و ابتکار در خلق سیاستهای درست ناتوانند. در حالی که اینترنت و حق دسترسی آزاد به فضای مجازی ، امروز دیگر یک امتیاز نیست بلکه به بخشی از زندگی عادی و حقوق بنیادین شهروندان تبدیل شده و سلب آن، به هر بهانهای نقض صریح حقوق شهروندی است.