دکتر رحمن قهرمانپور*
درباره یادداشتتفاهم در مذاکره میان ایران و آمریکا در شرایط فعلی دو دیدگاه کلی وجود دارد: دیدگاه خوشبینانه بر این باور است که ترامپ از جنگ خسته شده و بهدنبال یک راه برونرفت و یک راه خروج میگردد؛ چون به لحاظ شخصی و روانشناسی فردی، حوصله تداوم جنگ و بیثمر بودن آن را ندارد.
همراستا با این رویکرد، عدهای از منظر یک نگاه استراتژیک و راهبردی معتقدند که در ارزیابی تیم ترامپ، جنگ سودمندی خودش را برای حل منازعه ایران و آمریکا و وادار کردن ایران به تسلیم از دست داده و بنابراین حتی اگر ترامپ بتواند به لحاظ نظامی جنگ جدیدی علیه ایران شروع کند، هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران بعد از این جنگ تسلیم شود. برعکس اگر این جنگ به آسیب دیدن استراتژیک ایران منجر نشود، عزم و اراده تهران را برای مقاومت در برابر آمریکا بیشتر هم میکند.
استدلال سوم در این راستا این است که هم ایران و هم ترامپ خواهان توافق هستند، اما در پایتختها برای اجماعسازی با مشکل مواجه هستند. مشخصا ایران بهدلیل شرایط خاصی که بعد از جنگ پیدا کرده و ساختار قدرت جدیدی که در آن ظاهر شده است، فعلا در کوتاهمدت توان ایجاد اجماع سیاسی پایدار را برای توافق با آمریکا ندارد. شاید واسطهها و میانجیها ترامپ را متقاعد کنند که به ایران این فرصت را بدهد که بتواند در داخل اجماع سیاسی نسبتا قویای ایجاد کند.
از طرف دیگر ترامپ هم در داخل با حملات مداوم دموکراتها مواجه است. بعد از آنکه اوباما رئیسجمهور قبلی اعلام کرد که ترامپ فریب حرفهای نتانیاهو را خورده است، خانم هیلاری کلینتون هم حملات خود را به ترامپ تشدید کرد و صراحتا گفت که ترامپ در این جنگ شکست خورده و شرایط را حتی بدتر کرده است. بنابراین در این استدلال گفته میشود که دو طرف، به دلیل شرایط داخلی که با آن مواجه هستند، ترجیح میدهند که فعلا به یک توافق موقت یا یک یادداشت تفاهم موقت دست پیدا کنند تا بتوانند شرایط داخلی را تا حدی به نفع خود تغییر دهند و در یک فرصت زمانی مناسب به توافق برسند.
دیدگاه چهارم در نگاه خوشبینانه این است که دو طرف در مورد کلیات مسیر آتی و مسیر بعد از یادداشتتفاهم به نوعی توافق رسیدهاند و بنابراین این یادداشتتفاهم یا این توافق موقت میتواند بعد از دو یا سه ماه به یک توافق کلی و پایدار منجر شود.
اما در مقابل، دیدگاه محتاطانه و بدبینانه هم چهار استدلال مطرح میکند. در مورد اینکه این یادداشت تفاهم میتواند صرفا یک توقف و یک تاخیر کوتاهمدت در روند منازعه طولانیمدت میان ایران و آمریکا باشد.
در واقع این استدلال معتقد است که هنوز اختلافات اصلی و بنیادی میان ایران و آمریکا حل نشده و نشانهای از اینکه دوطرف در مورد این موضوعات یعنی مساله غنیسازی و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد و تنگه هرمز به توافق رسیده باشند، دیده نمیشود. بنابراین نباید عجله کرد و چنین نتیجه گرفت که اصلیترین مسائل مورد اختلاف میان دو طرف حل شده است، چرا که میدانیم در چهل و اندی سال گذشته دو طرف نتوانستهاند این مشکلات را حل کنند؛ بنابراین بعید است که بتوانند به این سرعت مشکلات خود را حل کنند.
استدلال دیگری که در این راستا مطرح میشود، این است که دو طرف یعنی ایران و آمریکا از سر اجبار به سمت این توافق حرکت کردهاند. آمریکا به این یادداشتتفاهم نیاز دارد، تا بتواند مجددا خود را برای یک جنگ احتمالی بعدی آماده کند، اعتبار از دست رفته خود را در سطح بینالمللی به دست بیاورد و متحدان منطقهای را تقویت کند و به آنها سلاح بفروشد و همچنین در سطح جهانی بتواند متحدانی مانند اروپا، ژاپن و کرهجنوبی را متقاعد کند که در مرحله بعدی منازعه با ایران طرفداری بیشتری از آمریکا به عمل بیاورند. بنابراین از این منظر آمریکا به دنبال توافق پایدار نیست، بلکه میخواهد زمان بخرد.
در طرف مقابل هم ایران برای کاستن از شرایط ناپایدار اقتصادی، برای کاستن از فشارهای داخلی، فروش نفت و مدیریت پیامدهای ناشی از محاصره دریایی آمریکا نیاز دارد که یک توافق موقتی با آمریکا داشته باشد تا تاب آوری خود را تقویت کند و بتواند برای دور بعدی احتمالی درگیری با آمریکا آمادگی بیشتری داشته باشد.
در نهایت استدلال بعدی در این راستا یعنی در دیدگاه بدبینانه، این مساله است که توقف حملات علیه ایران آنگونه که ترامپ اظهار کرده، ناشی از کمبودهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا در شروع جنگ مجدد است و اگر قرار بود ترامپ جنگ جدیدی را آغاز کند، باید اهداف استراتژیک را پیدا میکرد و به آنها ضربه میزد تا بتواند اعلام پیروزی کند.
احتمالا آمریکا در دستیابی به اطلاعات حساس و محرمانه مشکل داشته یا اینکه از نظر تسلیحاتی و وجود تسلیحات پیشرفته با کمبود مواجه بوده است و بنابراین به لحاظ فنی آمادگی لازم را برای شروع جنگ دیگری نداشته بنابراین ترجیح داده که در شرایط فعلی به یک تفاهم موقت با ایران دست یابد تا بتواند آن کمبودهای اطلاعاتی و نظامی و تسلیحاتی خود را جبران کند تا تهدیدهای ترامپ در چارچوب دیپلماسی اجبار در ماههای آینده باورپذیر شود؛ چرا که میدانیم ترامپ همچنان در چارچوب دیپلماسی اجبار، به این فکر میکند که اگر دیپلماسی جواب نداد، بتواند از اقدام نظامی علیه ایران استفاده کند.
* کارشناس ارشد مسائل بینالملل